دانلود نمایشنامه

یدالله فوق ایدیهم

این روزها

کوچه اقاقیا

شال سفید

پنجره اتاق

خاطره های خاکستری

هر روز دنبالم می دوند

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/۱٦ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢٠ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢٠ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دوستان عزیز جهت  سهولت دسترسی یک پارچه به نمایشنامه های پژمان شاهوردی می تونند به لینک زیر مراجعه کنند

http://namayeshnamehh.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۳۱ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

این روزها به جای نفس

درد می کشم

ت ی ل ه ا ی ی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۱۱ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

بره ایی را که با تمام وجود دوستش داشتم و بزرگش کرده بودم

پیش پایم

سربریدند

کاش یا هرگز نمی رفتم

یا هرگز بر نمی گ ش ت م

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۳ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دوستان عزیز و هنرمندم به اطلاع میرسونم که 4 متن جدید بنده در وبلاکگ نمایشنامه ها گذاشته شده کهخ علاقمندان می تونند به آدرس زیر مراجعه کنند

http://pejmannn.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۱٩ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

سیر

سماغ

سنجد

ماهی قرمز

از هر چه تورا به یادم می آورد

بیزارم

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٥ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

باران کجایی؟؟؟؟؟

همه چیز آماده است

بغض و متعلقاتش

حتی چتری که همیشه خراب و

کفشهایی که سوراخند

و جاده ایی که

قدم میخواهد وهق هق

بهانه نیاور

بیا که این روزها

عجیب دلم بهانه ات را می گیرد.....

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۸ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۸ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

های زندانی

ساعتی چند سلول انفرادیت را رهن می دهی

دلم

سلولی می خواهد

برای تنها شدن

تا........

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٢٧ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

 گو گرد شده ام

 یا شاید باروت

این روز ها

حتی با اصطحکاک سایه ام با زمین

آتش می گیرم

خاکستر می شوم

دود

و......

دلم سنگر می خواهد

و دشمنی که بالای سرم

مرا هدف گرفته باشد

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٢٢ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

یادت هست

نه

من دیگر هیچ چیز را به یاد نمی آورم

حتی روسری سفیدت را

 رنگ موهایت

و

بوی عطری که از تو برمی خاست

این روزها

هزار بار چوپان دروغ گو را نوشته ام  خواند ه ام  مرور کرده ام

کاش من بودم آن چوپان.......افسوس......

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٩ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱٤ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دیگر از همه تکرار ها خسته شده ام

نه آب می خواهم نه نان

به مادرم بگویید دفتر خاطراتم را

تا هر جاکه خواست بخواند

دیگر مهم نیست

من می روم

 تنهابا خود عشق را می برم

تا نگویی بر سر قولش نماند

عزراییل کجایی؟

بگو جهنم را داغتر کنند

دارم می آیم

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٢٩ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٠ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

یه نمایشنامه جدید/مهمانخانه /  گذاشتم روی وبلگ نمایشنامه ها.دوست داشتین بخونین

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢۸ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

همیشه خوب خداحافظی کن!
گاهی همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتد
که فرصتی برای یک خداحافظی خوب پیدا نمیکنی!

حتی زمانی برای پس دادن خاطر ها ، نوشته ها،  عکس ها


حسرت یک پایان تلخ

ذره ذره ی وجودت را نیش میزند

تاول می شود

آبت می کند

واین سر درد تا بی نهایت ادامه دارد

 

 

جهان من همان یک نفر بود که از حال من بی خبر است


نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نمایشنامه /دلها و دست ها/ و/شب بارانی/ در وبلاگ نمایشنامه ها گذاشته شد.به اون وبلاگ مراجعه کنید

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٧ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نمایشنامه ی

 

 

 

بُرجَکِ شماره 37

 

نوشته ی :پژمان شاهوردی

 

با  نیم نگاهی به نمایشنامه پیک نیک در میدان جنگ/آرابال/

 

 

 

کسان نمایش:

مراد                                   سربازی حدودا 35 سال .

بانو                                           میان سال

 

از دادن حالات بازیگران خود داری شده.پیدا کردن آن با شما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مکان.همه جا را خاک گرفته.مراد با لباسی خاکی بر روی بلندایی ایستاده و اسلحه ایی در دست دارد.او با دوربینش به این سو و آن سو نگاه می کند./شاید مشغول خواندن ترانه ایی محلی و یا خوردن چیزی باشد/ناگهان صدای بانو به گوش می رسد.

 

بانو:            دستها بالا.

مراد:            هی.کی اونجاست؟

بانو:            /سنگی به طرفش پرت می کند/

مراد:            /از ترس فریاد می زند/گفتم کی اونجاست؟

/صدایی نمی شنود/

مراد:            .هل یتکلم العراقیه /متوجه می شود اشتباه کرده است/العربیه؟تعرف.تعرف.تکلم گفتم کی اونجاست?????

بانو:            دستاهاتو بگیر بالای سرت و کلاهت رو بردار و دوربینت رو هم یه کاری کن.

مراد:            چه کاری؟

بانو:            چه می دونم بزارش توی شلوارت

/به طرز مسخره ایی این کار را انجام می دهد/

مراد:            خوبه؟

بانو:            بد نیست.

مراد:            ببینم تو کی هستی؟

بانو:            به تو مربوط نیست.

مراد:            اما اینجا همه چیز فقط به من مربوطه .ببینم تو انگار نمی دونی داری با کی حرف میزنی.نعم؟

بانو:            اتفاقا میدونم.اگه راست می گی تو کی هستی؟

مراد:          من سرباز برجک شماره 37 تم.نگفتی؟

بانو:          چی رو؟

مراد:         تو کی هستی؟ببینم نکنه که از عراقی هایی.هل یتکلم الاعراقیه؟هل یتکلم فارسی.هل –هل-هل؟

بانو:         کم هل هل کن.مگه نمی بینی دارم فارسی حرف می زنم.

مراد:         یس.اینجا چیکار می کنی؟

بانو:         اومدم تورواسیر کنم.

مراد:     پس عراقی هستی.انت العراقی فی جواری؟هل یریدون من الاخیار؟یدین فی سمت الراس.فهمیدی ؟

بانو:نه.

مراد:    تکون نخور وگرنه شلیک می کنم.دستها روی سر.آروم آروم و سینه خیز بیا جلو وگرنه شهیدت می کنم.

بانو:           آخه چطور، هم دستم روی سرم باشه و هم سینه خیز بیام؟ اصلا شوخی کردم.من نه دشمنم نه عراقی.

مراد:     خیلی ها مثل تو اومدن اینجا واز این دروغ دغل ها تحویل من دادن که بتونند تجاوز کنند.ببخشید به این خاک تجاوز کنند.ولی بنده ی حقیر شهید شون کردم و ببخشید لَشِشون رو انداختم وجناره شون رو به نیروهای بعثی تحویل دادم /به سمت او نشانه گیری می کند/

بانو:     نه نه.شلیک نکن.هل یتکلم العربیه

مراد:     لا –لا.

بانو:     هل یتکلم الفارسیه؟

مراد:     یس یس.

بانو:     آقاجان خَرِ ما از کره گی دم نداشت.

مراد:     اتفاقا داشته که الان اینجایی.دستها بالای سر/فریاد یک   دو   سه .

بانو:     گلابی ، به چه زبونی بهت بگم.من اومدم سراغ تو.

مراد:    سراغ من؟

بانو:     بله تو

مراد:     ببینم.تومنو از کجا می شناسی؟نکنه از نیروهای تخریب چی هستی که دنبال  افسرای ارشد جنگ هستن.اگه راست می گی اسم من چیه؟

بانو:           معلومه اسمت مراده .

مراد:     نه.هل یتکلم الاعربیه؟

بانو:     یعنی چی؟

مراد:            یعنی تو از کجا منو می شناسی.خودت رو نشون بده و گرنه شلیک می کنم.

بانو:     اگه نشون بدم که از ترس سکته می کنی؟

مراد:    اون کسی که اسم منو بهت گفته لابد اینم بهت گفته که من با عراقی جماعت شوخی ندارم ومی بندمشون به تیر بار و جنازه هاشون رو تحویل بعثی ها میدم.

بانو:     کوتاه بیا.

مراد:     من کوتاه بیا نیستم.

بانو:     اگه کوتاه نیای.کوتاهت میارم.

مراد:     چه غلطا.کوتاه بیار ببینم چه جوری میاری.   

/زنی میان سال با چادری رنگی و تشتی در دست وارد می شود/

مراد:     ای داد بی داد.تویی بانو؟

بانو:پس می خواستی کی باشه؟کوتاهت بیارم تا ببینی با کی طرفی؟تو جنازه تحویل بعثی ها دادی.تو که تا بیست سالگی اگه من جام رو جدا می نداختم تا صبح خوابت نمی برد.تو که هنوز رختخوابت خیسه از بس جات رو خیس کردی؟

مراد:     تو اینجا چیکار می کنی؟چند هزار بار بهت گفتم که جبهه جای ضعیفه جماعت نیست؟می دونی اگه عراقیا گرات رو می گرفتن چه بلایی سرت می اومد؟

بانو:     مگه بهت نگفتم که بی اجازه ی من جایی نری زلیل مرده.

مراد:چند بار بهت بگم من باید می رفتم.من  اگه نبودم کسی نبود که الان اینجا باشه و به نیروها بگه که جنگ می خواد شروع بشه.

بانو:یعنی اگه تو اینجا نباشی کسی نمی فهمه جنگه و جنگ شروع نمیشه

مراد:درسته بانو

بانو:آقِت می کنم.شیرم رو حلالت نمیکنم.یعنی تو شدی باعث و بانی جنگ.این همه عمر بزرگت کردم که بیای وایسی اینجا و جنگ رو شروع کنی.

مراد:نه بانو.درست متوجه عرض بنده نشدی.من اومدم که-

بانو:     شناسنامه ات رو از کجا گیر آوردی

مراد:از توی گنجه.

بانو:نگو که دستکاریش کردی تا سِنِت بالا بِزَنه و راهت بدن توی جبهه.

مراد:     نه بانو ،چون می دونستم از کارای کلیشه ایی بدت میاد با شناسنامه ی آقام اومدم.

بانو:ای خاک بر سرت.می بینم چند وقته که آقات سِگِرمه هاش توی همه، نگو شناسنامه اش رو گم کرده وجرات نمیکنه به من بگه.

مراد:هنوزم بهش زوری.

بانو:     زور تا دلت بخواد.به مرد جماعت باید زور بگی.اونوقته که میان و دق و دلیِ زنشون رو سر عراقیا در میارن./چادرش را به کمرش می پیچد/یالله خداحافظی هاتو کن و راه بیفت.

مراد:از کی؟

بانو:ازاونی که گذاشتت سَرِ کار

مراد:نعوذوبالله. چرا کفر می گی بانو.نمی گی عراقیا صدات رو می شنوند و برای ما دست می گیرند .سَرِکار چیه؟من به میل خودم اومدوم.برای مام وطن.برای مام میهن.بفرما اینم وصیتمه که همه موارد توی جز به جزئش تشریح شده.

 

بانو:وصیت؟؟؟؟؟؟؟تو سوسک که می بینی تا یک ماه خوابت نمیبره ودایناسور دایناسور می کنی.حالا چی شده که از مردن نمی ترسی؟تموم کن این مسخره بازی ها رو.بدبخت ،دیدن، تو عقلت کمه، گفتن یه جایی بندازیمش که نه خر باشه و نه خرکدار.

مراد:اما بانو اینجا پُر ه از عراقی.

بانو:/قهقه می زند/عراقی؟مگه بدبختی گرفته باشش بیااینجا

مراد:     یعنی میگی  نیست؟

بانو:     بله که می گم نیست.

مراد:پس خوب نگاه کن/دست در جلوی دهانش میگیرد تا صدایش پخش شود/اخوی الصغیر فی مکان الموجود فی المرز الاعراق

/صدایی به گوش می رسد/

صدا:نعم.نعم

مراد:مِسدر.هل یتکلم العربیه؟

صدا:نعم نعم

مراد:ماذا.نه.هذا.یقول و فی المادر الایرانیه که بنده یقول الراست فی مکان الموجود.

صدا:راست می گه مادر.اینجا پر از عراقیه.

مراد:الممنون فی الخاطر الآبروداری و ضایع نکردن الحقیر.

صدا:المتکشر. دمت گرم داداش. الببخشید.القابلی لا داشت الدشمن العزیز.

مراد:فی الامید الخوردن الشهد الشهادت فی سنگر الموجود

صدا:الانشالله القسمت خود و الخانواده ی الگرامی.فی امان الله الاخویی

مراد:بفرما.اینجا مرز ایران وعراقه مامی.می فهمی؟حالا باورت شد.

بانو:سَرِکارِت گذاشتن.ببینم کیه اون پشت داره تقلید صدا در میاره؟

مراد:/گریه می کند/بانو چرا هیچ وقت شما منو باور نداشتید؟چرا منو درک نمی کنید؟چرا هیچ وقت دوست نداشتید از شما به عنوان  مادرِ یه قهرمان یاد بشه.چرا نمیخاید اسم پسرتون رو سر کوچه و خیابون ببینید.چرا نمیخاید به من افتخار کنید ؟چرا هیچ وقت به کُنهِ قضیه فکر نمی کنید

بانو:به چیه قضیه؟

مراد:کُنه.کُنه

بانو:کنه دیگه چیه؟

مراد:کنه.یعنی

بانو:چندهزار بار بهت گفتم که معنی چیزی رو که بلد نیستی روی زبون نیار

مراد:معنیش رو میدنم بانو

بانو:بگو ببینم یعنی چی؟

مراد:یعنی یه جورایی..... معنی ازدواج می ده

بانو:این اراجیف چیه اینجا یاد گرفتی یالله تا با این دمپایی سیاهت نکردم سرت و بنداز پایین و راه بیفت

مراد:اما خاک وطن ؟

بانو:خاک وطن بخوره توی اون سرت.الکی یه دوربین دادن دستت که وایسی اینجا و این ور او نور رو دید بزنی.والا خجالت داره.من بیچاره دست تنها توی اون خونه، کسی نیست یه لیوان آب دستم بده یه ده تا نون از نون واییی برام بخره.اونوقت تو اومدی اینجا راست وایسادی که ببینم عراقی از اینجا رد میشه یا نه؟ الن میام اون بالا پوستت رو می کنم

مراد:غلط کردم بانو. آخه  یه دفعه ایی شد به خدا.

بانو:     الان که اومدم سراغت و با همون تفنگ سیاهت کردم ،می فهمی که حرف مادر مهمتر یا جنگ.نون خریدن مهمتره یا جبهه.

مراد:     نه تورو خدا.هنوز جای گازی که اونروز ازم گرفتی درد می کنه.حاضرم  عراقیا ببندنم به گلوله، و لی تو گازم نگیری بانو.

بانو:پس تا دوباره گازت نگرفتم جلو پلاست رو جمع کن و برگرد.

مراد: نمی شه بانو

بانو:     آخه چرا؟

مراد:     چون عراقیها هر لحظه ممکنه که بریزن توی خاک مون و خاک میهن رو بگیرن.

بانو:کدوم خاک رو

مراد:همون خاک جلوی پات رو

بانو:/مقداری خاک را از جلوی پایش در دست می گیرد/این خاک رو؟

مراد:نه.اون خاک عراقیاست.قاطی داره.یه قدم برو اون طرف تر

/با نو می رود/

بانو:خوبه؟

مراد:آها.خودشه.اون خاک وطنه.بوش کن

بانو:/بو می کند/یعنی تو برای این خاک ها اومدی اینجا

مراد:دقیقا

بانو:خوب خاک بر سر، این خاک ها رو بریز توی گونی و بیارش خونه و تا جون داری وایسا بالای سرش.

مراد:نمیشه این خاکها تاریخ مصرف دارن

بانو:خوب حالا که اینجوری شد.یه کار دیگه کن.بیا این یه مشت خاک رو بده به اون عراقیای نامرد ببینم درد دلشون می شینه.بعدش سرت رو بنداز پایین و بیا بریم خونه تا سیاهت نکردم

مراد:نمیشه بانو.کم کفر بگو.اگه سرمم بره نیزارم کسی به این خاک تعرض کنه.

بانو:چی کنه؟

مراد:تعرض.

بانو:دوباره حرف گنده تر از دهنت زدی؟

مراد: غلط کردم . توروخدا بزار بمونم دیگه مامی./مثل بچه ها پایش را به زمین می زند و ادای گریه کردن را در می آورد/

بانو:نمیشه.

مراد:آخه چرا؟

بانو:خودت با خیال راحت اومدی اینجا لم دادی ببینم عراقی ها چه غلطی می کنند اونوقت اون هند جیگر خوار رو انداختی به جون من

مراد:ای وای.هنوز دعوای شما و صنوبر با هم تموم نشده.

بانو:نه که تموم نشده.کاش قلم پام میشکست و برای تو نمیرفتم خواستگاری..خدا زلیلت کنه عروس.خدا ازت نگذره عروس.حناق بگیری عروس.کاش میزاشتن عروس ها هم بیان جنگ.

مراد:که چی بشه؟

بانو:که اون درد گرفته رو به زور میفرستادیم جنگ و یه پولی می دادیم به یه عراقی که ببندش به رگبار.

مراد:منو بگو فکر کردم دلت برای من تنگ شده.

بانو:مگه اون هیولا میزاره من دلم برای تو تنگ بشه.به من میگه غذات نپخته است.زمین کجه.پای عروس راسته./فریاد/جز و جگر بگیری عروس

مراد:خدایا منو مرگ بده .اینجام ول کنم نیستن.

بانو:ول کنم یعنی چی؟

مراد:یعنی دیروز صنوبر اومده بود اینجا و تموم این حرفها رو که تو زدی برعلیه تو تحویل من داد.

بانو:پس بگو دیشب دیر اومد خونه.اونوقت به من میگه کلاس بادی میلدینگ بودم

مراد:بادی چی؟

بانو:میلدینگ

مراد:اون دیگه چه کلاسیه؟

بانو:چه می دونم میره که بشه مثل نی قلیون.میگه مده.

مراد:بزار برگردم.باکمربند سیاهش میکنم تا بفهمه که دنیا دست کیه.

بانو:     اگه راست می گی همین الان پاشو بیا بریم.بزنش و برگرد دوباره سرجات

مراد:چند بار بهت بگم .ن م ی ش ه

بانو:چرا نمیشه؟

مراد:چون باید اول به بالا دستیم گرا بدم

بانو:که چی بشه؟

مراد:که ببینم عراقیا کجان

بانو:بعدش چی بشه؟

مراد:که اونم به بالا دستیش گرا بده و از بالا دستیش بپرسه که عراقیا کجان

بانو:تو چیکار عراقیا داری؟زلیل مرده ،اگه تو سرت به کار خودت باشه اونهام سرشون به کار خودشونه و اینجوری دیگه جنگی شروع نمیشه.پس چه مرضیه؟

مراد:اما من خودم با این دوربین هر روز می بینمشون.

بانو:توی این برهوت.اینجا یه دونه کرچن کلاچه/خرچنگ به زبان محلی/هم نیست چه برسه به عراقی.هل یتکلم العربیه

مراد:بانو کم سر به سرم بزار.بزار یه کم فداکاری کنم برای آرمانهام.برای میهنم.برای خاکم.برای آبم.

بانو:کم اراجیف تحویل من بده.راه میفتی بریم یا به صنوبر بگم بیاد؟

مراد:صنوبر؟/ترس/نه.بگو که اونو نیوردی با خودت

بانو:اتفاقا آوردمش.

مراد:اینجا؟

بانو:بله اینجا.یه کم خسته شده ،پشت اون خاکریز دراز کشیده و داره استراحت می کنه وقلیون می کشه.

مراد:شوخی می کنی؟

بانو:اگه فکر می کنی که شوخی می کنم صداش کن.

مراد:صداش کنم؟

بانو:آره دیگه.

مراد:ص ن و ب ر

 صدای صنوبر:صنوبر و کوفت.صنوبر و درد .صنوبر و مرض.به زبون خوش بر می گردی یا به زبون بد بیام بیارمت.

مراد:صنوبر جان تو کجا اینجا کجا.تو که دیروز افتادی زحمت اومدی اینجا.آخه چرا هر روز هروز میای اینجا؟مگه خونه ی خاله است.نمی گی یه بار خدای نکرده شهید می شی؟

صدای صنوبر:این تو بمیری اون تو بمیری نیست.راه می افتی یا راهت بندازم.هیج معلوم هست تو توی جنگ چه کاره ایی؟سر پیازی؟ته پیازی؟وسط پیازی؟

مراد:من توی مرزم.اگه نباشم سرآزیر می شن توی مملکت.

صدای صنوبر:یعنی الان مملکت رو تو داری نجات می دی؟

مراد:همش رو که نه.ولی خوب بخش اعظمیش در معیت منه

بانو:در چی؟

مراد:معیت.

بانو:معیت یعنی چی؟

مراد:اینو دیگه می دونم.معیت یعنی.همون معنی ازدواج رو می ده.

صنوبر:تا من یه چرت می زنم وسایلت رو جمع و جور کن و راه بیفت وگرنه میام اینقدر جیغ می زنم که عراقیا که هیچ ترکمنستانی ها و افغانستانی ها ومغولستانی ها با دارو دسته شون بریزن روی سرت. اونوقته که سوراخ سوراخت می کنند و آبکشت رو تحویل ما می دن.اونجاست که می فهمی زن مهمتره یا  جبهه وجنگ.

مراد:ولی من؟؟؟؟

صنوبر:دیگه ولی و شاید و باید و اما نداره./به بانو/مادر جون شما حواست بهش باشه اگه نافرمانی کرد خبرم کن.

مراد:مادر جووون!!!!!

بانو:باشه عروس گلم

مراد:عروس گلم؟!!!!!

بانو:خدا رو شکر وقتی که تونیستی حدالاقل زنت هست که جای خالیت رو پر کنه

مراد:منظورت همون مادر فولاد زره هِ.منظورت هند جگر خواره؟

بانو:مادر فولاد زره دیگه کیه؟چرا روی زنت اسم میزاری؟ خوبیت نداره

مراد:این اسمیه که شما روش گزاشتی. تو که الان داشتی بهش فحش می دادی؟

بانو:من؟

مراد:پس کی .مگه شما هر روز توی کَل و کشتی باهم نبودیت وگیس وگیس کِشون باهم نداشتیت که زنت چپ نیگام کرد.زنت راست نیگام کرد.زنت مسخره ام کرد.چرا برای زنت خریدی؟برای من نخریدی؟زنت زن نیست خانوم هاویشامه.زنت گودزیلاست.کاش قلم پام می شکست و خواستگاری این قروَتی نمی رفتم.

بانو:از قدیم گفتن مادر شوهر و عروس دعوا کنند.ابلهان باور کنند.عروسم گُلِ گل

مراد:الان دیگه گلِ ،که کار از کار جا گذشته؟هیچ می دونی چرا من اومدم توی مرزوخودم انداختم جلوی تیر وترکش این عراقیا

بانو:خوب معلومه پسرم برای خاک وطن این همه مشقت رو تحمل می کنه

مراد:نخیر به خاطر فرار از جنگ جهانی سومی بود که هر روز توی خونمون به پا می شدو خرابی های بعد از اون و خون و خون ریزی هاش و جیغ و جغ هاشو واز دوسر خراب شدن آسمون و زمین روی سر من بود.مامانت اینجور مامانت اونجور.زنت اینجور زنت اونجور.می دونیت من از اعصاب خوردی و سردرد پناه آوردم به اینجا؟ای خدا عجب غلطی کردم که

صدایی از آسمان:که چی؟

مراد:/به لکنت می افتد/ سلام.که هیچ چی.به خودت قسم منظورم صنوبره نه جنگ و جبهه وشهد عسل./به بانو/بفرما اینقدر آبرو ریزی کردی که پردها کنار رفت.

صدا:یواشتر حرف بزن ،دشمن توی خوابه.معصیت داره.ببینم کدوم کودنی به تو گواهینامه جنگ  داده؟

مراد: کسی نداده  با اجازتون ما خود جوش روانه جبهه شدیم. کار بدی کردم؟

صدا:باکی داشتی حرف میزدی.صدای زن داشت می اومد..نکنه سنگر خالی گیر آوردی؟

مراد:من؟؟؟؟نه . ایشون اَبَویمه.

بانو:احمق ابوی یعنی برادر

مراد: ابوی نه./ دست و پایش را گم کرده.به بانو/تو، کی ام هستی؟

بانو:خوب معلومه دیگه.مادرت.

مراد:اسمش بانوئه.بلانصبت شما مادرمه.

صدا:راست می گه همشیره؟

بانو:راست می گه.از سر تقصیراتش بگذر.خودت گفتی همه رو می بخشی.به سادگیش رحم کن.به خودت قسم دو سه تا عراقی بیشتر نکشته.اونم با آجر.قول می دم برمی گردونمش خونه.بچم خیلی دوست داشت تفنگ بازی کنه که اومده اینجا./گریه می کند/

صدا:دیگه دیر شده.پروندش سیاهه مادر.سیاه

بانو:یعنی هیچ راهی نداره.

صدا:نه.اگه اسرار به بخشش کنی خودت رو به جاش-

بانو:نه من کی باشم که توی کار شما دخالت کنم.من داشتم از اینجا رد می شدم که-

صدا:هی سرباز

مراد:جان؟

صدا:جل وپلاست رو جمع کن که وقت رفتنه

مراد:بلاخره وقتش شد

بانو:     .دیدی بلاخره مفقود شدی.

مراد:مفقود.اینجوری که بوش میاد کار از مفقودی گذشته و درست رفته سر اصل مطلب.قرا فاتحت مع الصلوات.

صدا:هر اومدنی یه رفتنی داره.تا چند دقیقه دیگه دو سه تا عراقی تیزش می کنند برات.

مراد:برای من؟

بانو:ای خدا مرگم بده.

مراد:خوب

صدا:اونها از عقب-

مراد:از عقب؟

صدا:از عقب بهت-

مراد:از عقب .ای وای

صدا:از عقب بهت شلیک می کنند و

بانو:ای وای./مصیبت خوانی می کند/کبوتر بچه بودم مادرم مرد.مرا دادند به دایه دایه هم مرد

مراد:بعدش چی میشه؟

صدا:پر می کشی

مراد:کجا

صدا:یعنی چی؟

مراد:یعنی چه بلای سرم میاد؟

صدا:کودن یعنی نمی دونی تیر بخوری چه بلایی سرت میاد؟

مراد:لابد میمیرم؟

صدا :سِقَط می شی..

مراد:منو ببخش می دونم چه غلطایی کردم.اون روز توی زیر زمین اگه شیطون گولم نمی زد.یا اینکه اون شب اگه خریت نمی کردم.یااون-

صدا:کم فس فس کن.راه بیفت دیگه با اون دماغت  که مثل کلنگه.

مراد:ببخشید شما خودتونید؟

بانو:دیدی بلاخره ریق رحمت رو سرکشیدی خرفت.

صدا:هل یتکلم العربیه؟

مراد:لا –لا.یعنی یس یس

صدا:بالاخره لا یا یس

مراد:لاس.ببخشید یس یس.یعنی بله.واقعا خودتونید؟

صدا:احمق جان،من جاسمم./بلند بلند می خندد/

مراد:جاسم؟

صدا: بی سیم کنارت رو بردار .کجا گزاشتیش که صدا به ندا نمی رسید.دوساعته که دارم صدات می کنم ولی گوش ت بدهکار نیست.انگار پات خورد به پیجرش.صدام میاد مراد؟سرِکارِت گذاشتم.گفتم شوخی کنم حوصله مون سر نره.

مراد:/بی سیم را بر میدارد/خدا ازت نگزره.داشتم از ترس سکته می کردم. بنال بینم چه مرگته.

صدا:هنوز اون بالایی؟

مراد:آره دیگه.

صدا:بانو هم پیشته؟

مراد:آره .

صدا:ردش کن بره.اوضاع خرابه.الان خودم دیدم که یه عراقی داره میاد به طرف شما.یه کوله پشتش بود و پرِ دستش دینامیت بود.اینجا خر چنگ ها با لاک پشت ها درگیر شدن.الانه که وزغ ها بریزن روی سرمون.من موندم و چند تا ملخ که اونهام افتادن به فس فس./صدای انفجار/مراد  مراد   مراد

مراد:/بی سیم را قطع می کند/جاسم.جاسم./گریه/می بینی بانو.

بانو:چی شد.؟

مراد:عراقیا پشت و روش کردن.

بانو:یعنی چی؟

مراد:یعنی شربت رو رفت بالا

بانو:مراد اینجا دیگه جای موندن نیست.مگه نشنیدی یه عراقی داره میاد اینجا.یالله راه بیفت

مراد:اما؟

بانو: یا همین الان با من راه می افتی یا صنوبر رو بیدار می کنم تا به زور ببرت.

مراد:ولی خاک وطن؟

بانو:خاکه رو خودم میام جمع می کنم.تو که دوست نداری افقی بشی

مراد:نه بانو من می ترسم.می ترسم

بانو:نترس من پیشتم.یالله تا خارپشت ها و وزغ ها نیومدن فرار کن

مراد:اما این اطراف همش پر از مینه

مراد:خودم خنثی شون میکنم.راه بیفت تا دیر نشده

مراد:ولی من باید به بالا دستیم گرا بدم.

بانو:تو برو من خودم گرا میدم.

مراد:یعنی بلدی؟

بانو:بِده من تا نشونت بدم

/بی سیم را به او می دهد/

بانو:هلو مستر.هل یتکلم العربیه؟المراد لا جنگ بلد.هو خنگ.هو مغزش تعطیل. شمام آگهی بزن یه دیده بان برای خودت پیدا کن.نه اون شربت رو خودت بخور .گود بای.

مراد:باهاش بد حرف زدی

بانو:حقشه.یالله وسایلت رو جمع کن بریم.

مراد:ولی ؟

بانو:صنوبر/تهدید می کند/

مراد:باشه باشه.ولی بهم قول می دیت که دیگه دعوا نکنید.

بانو:می دم

مراد:قول می دیت که گیس هم رو نکشیت

بانو:آره

مراد:قول می دیت هی نیایت پیش منو از بدی هم نگیت؟

بانو:صنوبر

مراد:/به طرف بی سیم می رود/ببخشید قربان سرباز برجک شماره 37 هستم با اجازتون من برم یه سری به خونه بزنم .زودی بر می گردم.چشم قربان.خیالتون راحت.قربان بله قربان.

/مردی با کوله ایی وارد می شود/

مراد:فرار کن بانو عراقی.عراقی.الموت صدام الموت صدام.

/مراد فرار می کند/

بانو:تو برگرد من خودم رو بهتون می رسونم.برو

/مرد آرام آرام به سمت بانو می آید و کوله اش را زمین می گذارد و مقداری آچار از آن بیرون می آورد/

مرد:هنوز شما در گیر این پسریت؟

بانو:خدا از صدام نگذره .از جنگ فقط این برامون یادگاری مونده. موج انفجار موشکاش پسرم رو به این روز انداخت.بیچاره زنش یه عمره که پابندش شده.

مرد:دکتری؟ دارویی؟ دوایی؟

بانو:هیچی. فقط تکرار.کار هر روزشه.منم دیگه عادت کردم به این اَدا اصول در آوردنا.پسرمه دیگه.اگه سالم بود حتما می رفت جبهه.عاشق جبهه رفتن بود.

مرد:/می رود و دست به کار می شود/چی شد که اینجوری شد؟

/شاید زیر نوری ضعیف/

بانو:غلام چهل و پنج سالش بود .پدر مراد  رو می گم .همون روزهای  اول جنگ ،تا فهمید بهش نیاز دارن.بارش رو بست و رفت.هنوز آبی که ریخته بودم پشت سرش، خشک نشده بود که عکسش رو قاب گرفتیم و براش سر کوچه ،حجله زدیم.بعد از اون مراد میخواست بره و انتقام پدرش رو بگیره.اما نشد.یه روز که با زنش صنوبر داشتیم توی عاشورا برای امام حسین نذری درست می کردیم.یکی از موشک های عراقی های نامرد ،خورد توی کوچه ومراد رو به این روز انداخت .مراد نرفت جنگ اما توی این همه سال که از جنگ گذشته؛ جنگ رو  توی  این خونه زنده نگه داشته و همه ی همسایه ها اینو می دونند وبرای اینکه باور  که زمان جنگه، کمکش می کنند/می شود اشک هایش را دید/

مرد:خدا تقاصشون رو می گیره.غمت نباشه.

بانو:ببخشید؛به همین خاطره که این پشت بوم به این روز افتاده. کولرمون اونجاست.

مرد:خیالت راحت.برات ردیفش می کنم.

بانو:فقط توروخدا اینجا رو زیاد به هم نریزید.آخه فردا-

مرد:می دونم خانوم.فردا همین آش و همین کاسه است.

/خاک ها را کنار می زند . کولر وپشت بامی قدیمی خود نمایی می کند.شاید از لبه  بام آنتن تلوزیون و یا دیش ماهواره ایی خود نمایی می کند/    تاریکی...

 

                                 /پژمان شاهوردی/


نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٠ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

هنرمندان عزیز نمایشنامه/پل نو/ویژه تئاتر مقاومت و دفاع مقدس/اورجینال/

و نمایشنامه خیابانی /بیف استرا گانوف/وی‍ژه تئاتر شهروندبا درونمایه طنز/اورجینال/

وهمچنین شرایط جدید ارسال مجوز نمایشنامه در وبلاگhttp://pejmannn.blogfa.com

موجود می باشد

علاقمندن به وبلاگ فوق مراجعه کنند.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دلتنگم،
مثل مادر بی سوادی
که دلش هوای بچه اش را کرده
ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد
 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۸ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنی است
بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نگفتنی است
پاییز، با تو فصل دل انگیز بوسه هاست
با تو، صدای بارش باران شنیدنی است
ابری و چکّه می کنی و مست می شوم
طعم لبان خیس تو الان چشیدنی است!
خیسم، شبیه قطره ی باران، شبیه تو
تصویر خیس قطره ی باران کشیدنی است
این جاده با تو تا همه جا مزّه می دهد
این راه ناکجای من و تو، رسیدنی است؟
باران ببار…. بهتر از این که نمی شود
من باشم و تو باشی و باران … چه دیدنی است

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

هست و نیست و

بود و نبود

حتی

عکس مادربزرگ را هم

در کفه گذاشته ام

ترازو خراب نیست

تو سنگینتری

سنگینتر

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٤ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

 دوستانی که نمایشنامه های منو در شهر یا استانشون به مرحله اجرا چه در جشنواره و یا اجرای عموم رسوندن)(از ابتدا تا کنون) لطفا یک نسخه از بروشور و یا مدارک اجرایی دیگر رو به ایمیل من ارسال کنند.لطفا با بنده جهت تکمیل فعالیت های گروه شهر آشوب همکاری کنید

pejmanshahverdi@yahoo.com

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

اجرای نمایش «ام المصائب» نوشته پژمان شاهوردی و به کارگردانی ادریس پوردهقان که از ۷ دی در جویبار آغاز شده است، تا ۱۱ دی بر روی صحنه خواهد بود.

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران  در این نمایش که به موضوع عاشورای حسینی و شخصیت والامقام حضرت زینب (س) می پردازد، عارفه عربی، سارا حکیمی، مهدی حسن زاده، علی غنی پور، میثم زمانی، عباس منصوریان، امین منصوریان، رزیتا دلبرده، محمد خلیل پور، حدیثه خلیل پور، حسام جعفری ، محمد زکریایی و مسعود گودرزی به ایفای نقش پرداخته و امید بی غم (دستیارکارگردان)، مهدی حسن زاده (اجرای دکور)، فائزه اکبرنژاد (مدیرصحنه)، سیده نساءسجادی (منشی صحنه)، ادریس پوردهقان (اجرای نور و طراح لباس)، عباس منصوریان (ضبط و تنظیم موسیقی) و الهه مختاری (عکاس) به عنوان عوامل اجرایی به همکاری می پردازند.

ساعت اجرای این نمایش، 17 بعدازظهر و مکان آن در مجتمع فرهنگی و هنری غدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جویبار واقع در خیابان امام خمینی (ره)، خیابان شهید کلانتری می باشد.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دنیای ما آدمها

دنیای خواستن ها و نخواستن هاست

خواستن آدمهایی که ما را   نمیخواهند

ونخواستن آدمهایی که ما را می خواهند

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱۱ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

چقدر....

چقدر..........

چقدر...................

چقدر به دنبال یک جای خالی می گردم

نه برای پارک کردن

..

برای گریه کردن

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٧ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

بوی اسفند

سنچ

طبل

زنجیر

همین  ها کافی است

برای به یاد آوردن بهترین

خاطرات زندگیم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳٠ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

                                   عشق آمد و یک لحظه سفر در تو نکرد

یک پلک به هم زدن نظر در تو نکرد

تو حر نشدی مگر چه کردی با خود

فریاد حسین هم اثر در تو نکرد
از جلیل صفربیگی
نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢٤ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد

باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او

در قفس را ببند

تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد ، نه پر و بال ریخته اش . .

-----------------------

در مسابقه بین موش و گربه معمولا موش برنده است

زیرا گربه برای غذا میجنگد و موش برای زندگی

نتیجه اخلاقی :

ترس از دست دادن همیشه بهتر از میل به افزایش است

----------------------------------

چــه بــسیارند اشــخـاصى کــه تــنها بــا صــداى کــلنـگ گـــورکـن

از خـــواب بــــیـدار مــیـشـونـد . . .

 

----------------------------------

کلید همه کارها صبر است

شما جوجه را با صبر کردن از تخم مرغ به دست آورید، نه با شکستن آن.

((آرنولد گلاسو))

---------------------------------------

خــاطـرات خـــیـلی عـــجـیـبند

گـــاهـی اوقــات مــی خـــنـدیـم ، بـه روزهــای کـه گــریـه مـی کـردیم

گـــاهی گــریه مــی کـــنـیم ؛ به یــاد روزهــایــی که می خــندیـدیـم . . .

-----------------------------------

مشکل این نیست که تعداد احمق ها زیاد است ،مشکل در توزیع نامناسب آن هاست

(مارک تواین)

-------------------------------------

قطاری سوی خدا می رفت و همه ی مردم سوار شدند

اما وقتی به بهشت رسیدند همگی پیاده شدند

و فراموش کردند که مقصد خدا بود نه بهشت . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٧ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

وابسته شدم به تو ، بی آنکه بدانم

"وابستگیها"

وام های کوتاه مدتی هستند

با بهره های سنگین . . .

 

کم سرمایه‌ای نیست داشتن آدم‌هایی که حالت را بپرسند

از آن بهتر داشتنِ آدم‌هایی است که

بتوانی در جواب احوال‌پرسی‌هایشان بگویی :

"خوب نیستم . . .

 

با هرکه نشستیم ، دل از او نشکستیم

بر جام می و می کده ، مردانه نشستیم

هرچند که این جام پر از جور و جفا بود

خوردیم ولی حرمت ساقی نشکستیم . .

 

در پــــی دانـه مـرو همچـو کبوتــر ، کـه تــو را

عاقـبت بهــر یکـی دانـــــه ، بــــه دام انـدازنـد

صیـد کن شیـــر صفت، نیم بخور، نیم ببخش

تـا بــه هـرجـا کـه روی ، بـر تـو ســلام انـدازند . . .

.

میان مشغله ها گم شدم اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٩ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

در جشنواره تئاتر استان لرستان در خرم آباد پژمان شاهوردی  و گروه نمایش شهر آشوب موفق به کسب دو عنوان برتر شد.

مقام دوم بازیگری مرد به پژمان شاهوردی برای نمایش نقل سرخ

مقام برگزیده چهره پردازی به پژمان شاهوردی برای نمایش نقل سرخ

 

به امید موفقیت همه تئاتریها در تمامی فستیوال های داخلی و خارجی

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٦ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

0000000000

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٤ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

هیات بازخوان بخش صحنه‌ای جشنواره تئاتر صاحبدلان از میان 357 اثر متقاضی 24 اثر را پذیرفت.

 به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از ستادخبری سومین جشنواره سراسری تئاتر صاحبدلان، هیات بازخوان بخش صحنه‌ای متشکل از محمد چرمشیر،‌ چیستا یثربی و سعید اسدی از میان 357 اثر رسیده به دبیرخانه جشنواره، 24 اثر را پذیرفتند که به شرح زیر است:
1- «شب رحمت» نوشته اسماعیل بایگی و به کارگردانی مجتبی قاسمی از خراسان رضوی
2- «تو را نشان دادم انگشتم از هوش رفت» نوشته عالت فرزانه و کارگردانی پدرام راحمانی از ارومیه
3- «نیمه شب دوم اسفند» کاری از یعقوب صدیق جمالی از تبریز
4- «ته مانده‌هایی از خودمانی بودن» نوشته رضا بیات و به کارگردانی سعید باغبانی از همدان
5- «وقتی کلاغ جوان بشود» نوشته امیرحسین طاهری و به کارگردانی پژمان شاهوردی از لرستان
6- «وداع» نوشته مهدی صالحیار و به کارگردانی پژمان شاهوردی از لرستان
7- «الفبای فراموش شده» نوشته طاهره ولی پورطاهری و به کارگردانی سهند جعفری‌زاده از آذربایجان غربی
8- «وسط یک معجزه» نوشته کامران شهلایی و به کارگردانی مرتضی اسدی‌مرام از کرمانشاه
9- «گزارشی به بالا» کاری از فریدون والائی از مراغه
10- «ستاره سال سی‌ام» نوشته محمدرضا آریان‌فر و به کارگردانی الله‌قلی نظری از گرگان
11- «کابوس خوانی»کاری از محمدرضا بزرگ‌زاده ارباب اصفهان
12- «اتاق عباس» کاری از محمدرضا بزرگ‌زاده ارباب اصفهان
13- «پادزهر و همیشه از زهر می‌گیرند» کاری از فردین نظری از ورامین
14- «تیغ و ترنج» نوشته محمدمهدی رسولی و به کارگردانی اوژن صفاری از اصفهان
15- «بازی‌نامه حاسد و نمام» نوشته محمد میرباقری و به کارگردانی حسن سرچاهی شاهرود
16- «بیدخون» کای از علی محمدرادمنش از جیرفت
17- «غروب غریب غریبانه» نوشته سعید مرتضی فتاحی و به کارگردانی شاپور کریم‌بنیاد از آذربایجان شرقی
18- «پریدن ماهی آزاد با پای کبوتر و بال غزال» نوشته مجید کاظم‌زاده مژدهی و به کارگردانی مریم السادات میرانوری از مشهد
19- «آواز در مه» نوشته مجید کاظم‌زاده مژدهی و به کارگردانی علیرضا اسدی از مشهد
20- «عاشق شدن» نوشته نگار نادری و به کارگردانی محمدعلی صادق حسنی از لاهیجان
21- «ستاره‌ها رو به ما می‌درخشند» کاری از بهزاد آقاجانی از استان فارس
22- «بخند عشق نمک‌گیر» نوشته اسماعیل بایگی و به کارگردانی مهدی مهاجری از کرمان
23- «و سرانجام خورشید» کاری از سحر جعفری از کرمانشاه
24- «بهشت گمشده» نوشته عباس اسماعیلی و به کارگردانی اسداله بابائی از اصفهان
بازبینی آثار فوق از اواخر مهرماه آغاز خواهد شد.
سومین جشنواره سراسری تئاتر صاحبدلان از 15 مهرماه تا 15 اسفندماه به دبیری علی موذنی در سراسر کشور برگزار می‌شود.

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

آراء نهایی داوران دهمین جشنواره تئاتر بسیج استان لرستان شهرستان الیگودرز 31 شهریور لغایت 1مهرماه

00000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000

طراحی صحنه:

مقام اول:   پژمان شاهوردی  نمایش:  روایت صداهایی از بیشمار صداها  از شهرستان:  بروجرد

موسیقی: لیلا بارانی  نمایش:   شیون شورو شیرین از شهرستان: بروجرد

نویسندگی:

مقام سوم   وهاب امراییی  نمایش: رزم شبانه از  شهرستان:  دورود

مقام دوم:  یوسف لطفی زاده  نمایش: می خواهم زندگی کنم از شهرستان: دورود

مقام اول : محمد قاسمی نمایش:   شیون شورو شیرین ازشهرستان: بروجرد

کارگردانی:

مقام سوم:  وهاب امرایی  نمایش: رزم شبانه از شهرستان:  دورود

مقام دوم:  پری بارانی  نمایش:   شیون شور وشیریناز شهرستان:  بروجرد

مقام اول کارگردانی: پژمان شاهوردی  نمایش:  روایت صداهایی از بیشمار صداها از شهرستان: بروجرد

بازیگری کودک ونوجوان :

  صبا امیر عبد اللهی  نمایش:  روایت صدایی از بیشمار صداها از  شهرستان: بروجرد

آیلین احمدی نمایش:  میخواهم زندگی کنم  ازشهرستان:  دورود

محمد لطفی زاده نمایش:  می خواهم زندگی کنم  ازشهرستان:  دورود

بازیگری زن:

تقدیر: سحر مقصودی نمایش:  شیون شور وشیرین از شهرستان:  بروجرد

سوم مشترک: نرگس ورمزیار   روایت صداهایی از بیشمار صدا  ازشهرستان:  بروجرد

               مرضیه شهریاری  نمایش:  میخواهم زندگی کنم  ازشهرستان:  دورود

دوم مشترک: پری بارانی نمایش:  شیون شور وشیرین از شهرستان:  بروجرد

               حدیث گودرزی نمایش:  روایت صداهایی از بیشمار صدااز  شهرستان:  بروجرد

اول: پریسا روزبهانی نمایش: روایت صداهایی از بیشمار صدا  شهرستان:   بروجرد

بازیگری مرد:

تقدیر: نوید فلاحی  نمایش: رزم شبانه  از  شهرستان:  دورود

       خشایار قائد رحمتی  نمایش:  وقتی طبل آخر را محکمتر ردند از  شهرستان:  خرم آباد

مقام سوم:  پژمان شاهوردی نمایش:  روایت صداهایی از بیشمار صدا از  شهرستان:   بروجرد

مقام دوم: میلاد بیرانوند نمایش: وقتی طبل آخررا محکم تر زدند  از شهرستان:  خرم آباد

مقام اول: مسعود لک  نمایش:   رزم شبانه  ازشهرستان:  دورود

نمایش خیابانی

بازیگری:

تقدیر: سامان شکیبا نمایش:   معبراز شهرستان:  بروجرد

بازیگری اول: امیر دلفانی نمایش:  دورکعت عشق از  شهرستان:  بروجرد

نویسندگی اول: پژمان شاهوردی  نمایش:  معبر ودو رکعت عشق ازشهرستان  بروجرد

برگزیده صحنه ای: نمایش روایت صداهایی از بیشمار صدا به کارگردانی پ‍ژمان شاهوردی از شهرستان بروجرد

برگزیده خیابانی: به تشخیص هیات داوران دو نمایش معبر به کارگردانی پژمان شاهوردی و دو رکعت عشق به نوسیندگی پژمان شاهوردی منوط به بازبینی مجدد پس از یک هفته تمرین شدند.    

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دبیر اجرایی دومین جشنواره استانی تئاتر خیابانی" شهریمیز" در گفت و گو با خبرنگار کردپرس در بوکان بیان داشت: بر اساس نظر هیئت داوران، 37 عنوان نمایشنامه از آثار هنرمندان سراسر استان آذربایجان غربی از میان 53 عنوان متن نمایشی، جهت حضور در مرحله بازبینی دومین دوره جشنواره استانی تئاتر خیابانی شهریمیز انتخاب شدند. 
“اروجعلی عباسی“در ادامه به معرفی نمایش های راه یافته به دومین جشنواره استانی تئاتر خیابانی شهریمیز پرداخت و تصریح کرد: نمایش " تولد ستاره" به نویسندگی و کارگردانی“ کمال احمد پور از بوکان، نمایش "کسب و کار" به نویسندگی و کارگردانی شهریار نیریز نقده ای از نقده و نمایش"نوش دارو قبل از مرگ سهراب"به نویسندگی و کارگردانی مهدی صالحیار از سلماس به دومین جشنواره استانی تئاتر خیابانی شهریمیز ارومیه راه یافتند.  
وی همچنین متن های نمایشی رهگذر به نویسندگی و کارگردانی سامان حسن زاده، مجسمه خرس به نویسندگی و کارگردانی رسول بانگین، نمایش اعتراض همتون وارده به نویسندگی و کارگردانی امیر زینال پور، نمایش یکی از همین روز ها به نویسندگی و کارگردانی فریدون سید سیاح، نمایش سنگ- کاغذ -قیچی اثری مشترک از سهند جعفری زاد و طاهره ولی پورطاهری، نمایش دایناسورها به نویسندگی پژمان شاوردایهوردی و کارگردانی الهام حیدریان، سایه فقر سراب تریاک به نویسندگی وحید عیسی نژاد و کارگردانی توحید نجف زاده و نمایش بی‌خانمان به نویسندگی توحید نجف زاده و کارگردانی رضا نصرت مند را از شهرستان ارومیه از دیگر آثار راه یافته به این جشنواره عنوان کرد و خاطرنشان کرد: این جشنواره با هدف بزرگداشت هفته دفاع مقدس و محوریت دفاع مقدس و آیین شهروندی برگزار می شود.   
وی افزود: دومین دوره این جشنواره در راستای حرکت به سوی توسعه پایدار شهری و نظر به اهمیت جایگاه و رسالت مقوله فرهنگ و هنر به ویژه کارکرد هنر انسانی تئاتر خیابانی برگزار می شود. 
عباسی، برگزاری این جشنواره را با مشارکت سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری، شورای شهر و اداره فرهنگ و ارشاد ارومیه و همچنین انجمن هنرهای نمایشی ،اداره کل فرهنگ و ارشاد و اداره حوزه هنری استان ذکر کرد و گفت: دومین جشنواره استانی تئاتر خیابانی شهریمیز از شانزدهم تا نوزدهم شهریور ماه جاری در شهرستان ارومیه برگزار و مراسم اختتامیه نیز بعد از ظهر نوزدهم در تالار شمس ارومیه برگزار می شود. 
وی افزود: هر یک از این نمایش ها در روز افتتاحیه و در طول برگزاری این جشنواره در شش پارک ارومیه  به صورت  چرخشی سه اجرا خواهند داشت. 

وی اضافه کرد: طبق هماهنگی که با اداره مرکز هنر های نمایشی کشور صورت گرفته، قرار است دو اثر برگزیده این جشنواره در بخش خیابانی تئاتر فجر کشور شرکت داده شود.
دبیر اجرایی دومین جشنواره استانی تئاتر خیابانی شهریمیز در ادامه با اشاره به اینکه هنرمندان استان آذربایجان غربی طی چند سال اخیر در رشته های مختلف هنری شایستگی های خود را به خوبی نشان داده اند، افزود: تئاتر در استان آذربایجان غربی از قدمت و اعتبار خاصی برخوردار است

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

  اخبار عمومی  
 

شروع اجراهای نمایش خیابانی « دایناسورها » در مجتمع زندان مرکزی قم

 

اجرای نمایش خیابانی « دایناسورها» که توسط واحد هنری اداره کل زندانهای قم و با بازی مددجویان زندان مرکزی قم آماده اجرا شده است همزمان با آغاز دهه کرامت در مجتمع فرهنگی زندان مرکزی قم ویژه کلیه مددجویان زندان آغاز شد.

 

قاسم صفایی رئیس اداره فرهنگی تربیتی و قضایی اداره کل در این باره بیان داشت : این نمایش حاصل تلاشهای مداوم واحد هنری اداره کل در یک ماه گذشته می باشد که در راستای برنامه های فرهنگی تربیتی سازمان زندانها آماده شده است و انتظار می رود که اجرای این نمایش با استقبال تماشاگران مواجه شود .

وی افزود : این نمایش توسط پژمان شاهوردی نوشته شده است و محمد جواد دژم نیز کارگردانی آن را انجام داده است و با توجه به برگزار نشدن جشنواره هنری سازمان زندانها ، مقرر شده که این نمایش خیابانی در مرحله بازبینی جشنواره تئاتر بسیج قم که طی روزهای آینده در استان قم با حضور گروه های تئاتر قم برگزار می شود شرکت کند که امیدواریم مورد قبول هیئت بازبین جشنواره قرار گیرد .

وی در پایان بیان داشت : این نمایش به مدت 10 روز از ابتدای دهه کرامت تا میلاد با سعادت حضرت امام رضا (ع) ویژه کلیه مددجویان مجتمع زندان مرکزی قم اجرا خواهد شد .

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نمایش های راه یافته به جشنواره استانی " تک " به قرار ذیل می باشد :

1-  ژاندارک در آتش به نویسندگی "محمدرحمانیان"و "کارگردانی "رضا کناریوند "

2- ای کاش هیچوقت نمی خوابیدم به نویسندگی"نیمابیگلریان" وکارگردانی "رضا کناریوند "

3- رحمت به نویسندگی"  پژمان شاهوردی"وکارگردانی"امید محمدی "

4- ژاندارک درآتش به نویسندگی "محمدرحمانیان"وکارگردانی"شیما اکبریان"

5- رویای خط خورده من به نویسندگی وکارگردانی" مرجان قاسمی "

6- ملودی کودکانه جنگ به نویسندگی "حیدررضایی"وکارگردانی"نادره حیدریان"

7- بی خان ومان به نویسندگی"دکترفرهادناظرزاده کرمانی"وکارگردانی "مسعودرحمانی"

نخستین جشنواره استانی تک با دبیری محمد اسماعیل بیگی 26 تا 28 شهریور در آبدانان برگزار می شود

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان، حسین قلندری گفت: تالار شهید بهشتی اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان کردکوی، از فردا(شنبه 25 شهریور ماه) میزبان 8 گروه نمایشی است که برای رقابت به روی صحنه می روند.

وی افزود: در روز شنبه، 25 شهریر ماه و از ساعت 14، نمایش تقدیر مرگ هنرمند میلیونر به کارگردانی پورنیک کاوش از شهرستان گرگان و نمایش سر گذشت کسانی که هیچ نبودند به کارگردانی احسان یزدان پناه از شهرستان گنبد کاووس در ساعت 18 به روی صحنه می روند.

قلندری تصریح کرد: در روز یکشنبه، 26 شهریور ماه و در ساعت 10 صبح، نمایش لباسی برای میهمانی به کارگردانی مبینا کلبادی از بندرگز- نمایش آنالیز به کارگردانی شهربانو مازندرانی از شهرستان کردکوی، در ساعت 14 و نمایش شیر یا خط به کارگردانی خانم ها شادی و دوستی از شهرستان کلاله، در ساعت 18 به اجرای نمایش می پردازند.

نمایش های درستکارترین قاتل دنیا به کارگردانی محمد رضا مولودی از گرگان، ساعت 10 صبح- ذوزنقه به کارگردانی مینا خواجه از مینودشت، ساعت 14 و  نمایش بودم بودی بود به نویسندگی پژمان شاهوردی و کارگردانی میلاد گیلانی از شهرستان کردکوی و از ساعت 18- در سومین روز جشنواره(دوشنبه 27 شهریور ماه) به روی صحنه می رود.

قلندری اظهار داشت: این جشنواره به منظور تقویت و حمایت ویژه از فعالیت هنرمندان جوان، با ایجاد کارگاه های آموزشی مبتنی بر تولید با محوریت سه اصل نو آوری، ابتکار و خلاقیت برگزار می شود.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

جشنواره تئاتر اردبیل آغاز به کار کرد
اردبیل – خبرگزاری مهر: بیستمین جشنواره تئاتر استان اردبیل با حضور شش گروه نمایشی در مرکز استان آغاز به کار کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، در مراسم افتتاحیه این جشنواره که بعد از ظهر شنبه در سالن بیضا اردبیلی برگزار شد، مسئول انجمن هنرهای نمایشی ارشاد اسلامی اردبیل تصریح کرد: جشنواره امسال با اولویت اکران عمومی، گروهای ثبت نام کننده را انتخاب کرده و از بین گروههای پذیرفته شده شش گروه تولید هنری خود را به نمایش خواهند گذاشت.

مجید واحدی زاده افزود: هدف از برگزاری این جشنواره ترغیب گروههای نمایش برای تولید اثر و تقویت ارتباط بین تئاتر و مخاطبان آن است.
 
وی تاکید کرد: در حال حاضر انجمن هنرهای نمایشی کشور تسهیلاتی در حدود چهار میلیارد ریال برای هر اجرا در نظر گرفته است که بر اساس کیفیت اجرای یک نمایش می تواند افزایش یابد.
 
وی این تسهیلات را فرصتی برای رونق تئاتر خواند و افزود: گروهها می توانند برخورداری از تسهیلات و جشنواره تئاتر را دستاویزی برای فعالیت دائمی و اجرای نمایش در غیر از ایام جشنواره بدانند.
 
این مسئول نقد آثار اکران شده جشنواره استانی را فرصتی برای تبادل اطلاعات و آخرین دستاوردهای علمی اصحاب تئاتر عنوان کرد و از آنها خواست با حضور در این جلسات رونق جشنواره را محدود به اجرای نمایش نکنند.
 
جشنواره تئاتر استان اردبیل عصر شنبه با نمایش اثر حسن سعیدی از شهرستان خلخال با عنوان "فقط ده دقیقه"  آغاز شد.
در این جشنواره که از تاریخ اول تا سوم مهر ماه سال جاری برگزار می شود "چند گلوله بعد" کاری از احمد نورآذر از اردبیل، "ستاره ها به همه چشمک می زنند" نوشته پژمان شاهوردی و سید رزاق صفوی از اردبیل، "دور دنیا در هشتاد روز" کاری از جابر فتحی از بیله سوار و "یک قطره خون" کاری از علی محمد زاده از پارس آباد برای اکران عمومی انتخاب شده اند.
 
نمایشها در دو سالن بیضا اردبیلی و فدک اردبیل اجرا می شود و جلسات نقد نمایشها بعد از اتمام اکران هر روز در محل سالن فدک انجام خواهد شد.
 
هادی مرزبان، سید صادق موسوی و علی یازرلو داوران انتخابی انجمن هنرهای نمایشی کشور برای داوری آثار این جشنواره هستند.
 
 
نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

این جشنواره 31 شهریور لغایت 1 مهرماه1391 در شهرستان الیگودرز برگزار می گردد.

به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی الیگودرز، با اتمام مرحله بازبینی نمایش های شرکت کننده در دهمین جشنواره تئاتر بسیج استان لرستان که در 31 شهریور لغایت 1 مهرماه1391 در شهرستان الیگودرز برگزار می گردد، بنابر نظر هیات داوران بخش بازبینی، متشکل از خانم مینا سپهوند و آقایان رامین صادقی و اسفندیار ملایری نمایش های زیر به بخش پایانی راه یافتند:

1- دو رکعت عشق                                 بخش خیابانی                نویسندگی پژمان شاهوردی و به کارگردانی فرزان دلفانی از خرم آباد ( مشروط)

2- شیون شور وشیرین                             بخش صحنه ای             به کارگردانی پری بارانی از بروجرد

3- وقتی طبل آخر را محکم تر زدند        بخش صحنه ای             به کارگردانی میلاد بیرانوند از خرم آباد

4-جای خالی او                                     بخش صحنه ای              به کارگردانی علیرضا بیگلری از الیگودرز

5- می خواهم زندگی کنم                         بخش صحنه ای             به کارگردانی یوسف لطفی زاده از دورود

6- روایت صدایی از بیشمار صداها         بخش صحنه ای            به کارگردانی پژمان شاهوردی از بروجرد

7- رزم شبانه                                         بخش صحنه ای              به کارگردانی وهاب امرایی از دورود

8- معبر                                                 بخش خیابانی                 به کارگردانی پژمان شاهوردی از بروجرد

لازم به توضیح است که این جشنواره در دوبخش صحنه ای وخیابانی وبه مدت دوروز برگزار خواهد شد.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

به گزارش دبیرخانه دائمی تئاتر استان لرستان بعداز هفت روز بازبینی آثار منتخب مرحله اول در نهایت طبق آرا هیات انتخاب متشکل از : نصرت اله مسعودی ، فرشید صمدی پور و آرش طولابی ، با نظارت محمدرضا عبدالهی فرد آثار زیر به جشنواره بیست و چهارم راه پیدا کردند.

 

الف) بخش مسابقه :

 

1- باد شیشه را میلرزاند / کارگردان : امیردلفانی / خرم آباد

 

2- به آخرین کلمات این قصه گوش کن / کارگردان : احسان ملکی / خرم آباد

 

3- پات / کارگردان : پژمان باقری پور/ خرم آباد

 

4- سه روایت ابلهانه / کارگردان : شهاب امرایی / دورود

 

5- می خواهم زندگی کنم / کارگردان : یوسف لطفی زاده / دورود

 

6- نقل سرخ / کارگردان : پژمان شاهوردی / بروجرد

 

7- داستان عامه پسند / کارگردان : غلامعباس گودرزی / بروجرد

 

8- جایی دیگر / کارگردان : امین ابراهیمی / کوهدشت

 

9- تا رهایی / کارگردان : امیرمحمد حسنوند / الشتر

 

10- اعتراض همتون وارده / کارگردان : هادی نجفی / نورآباد

 

11- نهان بینی / کارگردان : محسن لک / ازنا

 

12- جای خالی او / کارگردان :علیرضا بیگلری / الیگودرز

 

ب ) بخش جنبی

 

1- شمر کشی / کارگردان : حجت خادم فرد / دورود

 

2- کارمند / کارگردان : مرتضی آذرفر / الیگودرز

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٩ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

تبعیدم کرده ایی

                    به این ناکجا آباد

وهنوز هم

منم آن مردی که با ارتعاشات صدایت جان می گرفت

عذابم می دهد نبودنت

 

سال هاست که نیستی و هنوز

 

تعداد روزهای بی هم بودنمان

به پای

روزهای با هم بودنمان نرسیده است

 

گفته بودم تو بت و من بت پرستم

بیا و ببین

تبرهای موسی هم

تو را برایم ویران نکرده است

 

 این روزها

مجنون برایم طفلی است  خجالتی

که دیگران

او را گنده کرده اند

 

عذابم می دهد نبودنت

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

طبق اعلام رای هیئت بازبینی نمایش‌های «باروت» به کارگردانی احمد صمیمی از تهران، «انقلاب زباله» به کارگردانی مجتبی خلیلی از تنکابن، «تب تابلو» به کارگردانی محمود فرضی‌نژاد از سیاهکل، «کی آشغالشو اینجا ریخته» به کارگردانی محمد مظفری از بوشهر، «دست به دست هم دهیم به مهر» به کارگردانی «ساحل» احمددوست از آستانه‌اشرفیه، «مکبث و یک کاسه دوغ شتر» به کارگردانی اسفندیار قرنجیک از گنبد کاووس، «صدای سکوت» به کارگردانی بهداد بلیغ‌فر از تهران، «من دوست ندارم تنها باشم» به کارگردانی غلامرضا محمدی از مشهد،«یخورده این‌ورتر» به کارگردانی پویان عطایی از اهواز، «سفر پرماجرا» به کارگردانی علی شیدیان از لاهیجان، «کلاه» به کارگردانی مسعود رشیدی از قوچان، «مگه دستفروشی عیبه» به کارگردانی ستار مهرشاد از اهواز، «خواب نما» به کارگردانی نگین سرکانی از تهران، «گمشده» به کارگردانی حیدر رضایی از اندیمشک، «عروسی شب» به کارگردانی زهرا بردبار از رشت، «قاقاخان» به کارگردانی وریا شاکر از سقز، «مسافران عاصی» به کارگردانی عزیز زادسر از مریوان، «تصادف»  نوشه پژمان شاهوردی به کارگردانی علی بی‌داوسی از لاهیجان به بخش مسابقه جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان راه یافتند.

دبیر شورای سیاست‌گذاری جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان گفت: نتیجه دو نمایش با نام‌های از «حقیقت تا آروغ روشنفکری» از لاهیجان و به «در می‌گویم» از لنگرود به صورت مشروط پس از بررسی دوباره هیئت بازبینی در روز سه‌شنبه همین هفته اعلام می‌شود.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٩ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نتایج بازبینی  گروههای راه یافته به مرحله نهائی جشنواره منطقه ای

نتایج بازبینی  گروههای راه یافته به مرحله نهائی جشنواره منطقه ای تئاتر مرصاد اسلام آبادغرب (11-14 شهریور 91)

ردیف

نام نمایش

نویسنده

کارگردان

شهرستان

استان

1-

 

باتلخی بادام ها

مجتبی کریمی

مجتبی کریمی

اسلام آبادغرب

کرمانشاه

2-

 

شبیه خوانی شیر وشیرین

محمد قاسمی

محمد قاسمی

 ملایر

همدان

3-

خنکای ختم خاطره

حمیدرضا آذرنگ

سعید نوروزی

کرمانشاه

کرمانشاه

4-

 

روایت صداهائی از بی شمار صداها

مرتضی اسدی مرام

پژمان شاهوردی

بروجرد

لرستان

5-

 

به رنگ حماسه

عبدالرضا حیاتی

مصطفی بوعذار

اهواز

خوزستان

6-

 

شب آویزان سکوت

محمد اذعاب

محمد اذعاب

دزفول

خوزستان

7-

 

گذرگاه قدیمی

علیرضا حنیفی

موسی هدایتی

قروه

کردستان

8-

 

ایستاده روی خط استوای جنگ

سعید خیراللهی

سعید خیراللهی

دهلران

ایلام

 

داوران بازبین

1-   فتح الله نیازی   2- علیرضا گلستانی    3- یعقوب صدیق جمالی

 

 

 

گفتنیست این آثار از بین 96 متن رسیده و نیز 61 لوح فشرده ( فیلم کارها ) انتخاب گردیده است .

جشنواره مرصاد همه ساله به همت اداره فرهنگ وارشاداسلامی شهرستان  اسلام آبادغرب بمناسبت گرامیداشت یادوخاطره شهدای عملیات پیروزمندانه مرصاد برگزار میگردد.

زمان جشنواره : 11-14 شهریور ماه 91  مجتمع فرهنگی هنری غدیراسلام آبادغرب

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢۸ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

اشکال دنیا این است که جاهلان مطمئن هستند وعاقلان مردد

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٥ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٢ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

طبق در خواست هنرمندان عزیز در سراسر کشور .متن نمایشنامه /ام المصایب.  وهمچنین چند طرح نمایش خیابانی را در وبلاگ نمایشناه مه هایم به آدرس زیر گذاشته ام.دوستان عزیزم یادآور می شم که مجوز یادتون نره

   http://pejmannn.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱٩ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

طبق درخواست دوستان هنرمندم در سراسر کشور.نمایشنامه/ام المصائب /ویژه ی جشنواره قزوین به اتمام رسیده..علاقه مندان با گذاشتن ایمیلشان و یا تماس برای گرفتن این نمایشنامه اقدام کنند.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱٠ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

بخش خیابانی

 

نمایش

نویسنده

کارگردان

استان - شهرستان

1

آلزایمر

ناصر نیک بخت

حمیدرضا کردستانی

کردستان سنندج

2

بهشت

امین صادقی

امین صادقی

کردستان سقز

3

شیردا بو داپیردا

مفیده مظهر

وریا شاکری

کردستان -  سقز

4

یلدا گردانی

الهام ریاضت

الهام ریاضت

همدان ملایر

5

مرگ شهروندی

اسماعیل صدافی

اسماعیل صدافی

اصفهان اصفهان

6

رفتی برای شهرت

پژمان شاهوردی

پژمان شاهوردی

لرستان بروجرد

7

رنگها

مهدی دانش رفتار

علی بیداوسی

گیلان لاهیجان

8

درد دلهای یک صاحبخانه

مهدی حبیبی

مهدی حبیبی

همدان ملایر

9

کاش گاهی از خودمان بپرسیم

موسی هدایتی

موسی هدایتی

کردستان قروه

10

رسیدن برای صفر

اکرم محمدی

اکرم محمدی

کردستان سنندج

11

شرط میبندم فکر هم نکرده بودید

شیرزاد عسکری

شیرزاد عسکری

اردبیل خلخال

12

چنج(تغییر)

مختار محمدی

کژال راست بین

کردستان مریوان

13

بعضی ها داغش رو دوست دارن

سعید خیر اللهی

سعید خیراللهی

ایلام دهلران

14

آرزوهای آبکی

مجتبی مرادی

مجتبی مرادی

کرمانشاه - کرمانشاه

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٧ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

از گوشه کنار خبر می رسه بعضی از دوستان عزیزم در کشور،  نمایشنامه های بنده رو بدون مجوز به جشنواره ها می فرستن و یا اینکه لطف می کنند و اسم خودشون رو به عنوان نویسنده می نویسنند و یا بعضا اقتباس هایی می کنند که بدون هماهنگی با بنده بوده.

من هیچ و قت با هیچ هنرمندی مخالفت نمیکنم و جلوی اون گروه رو نمیگیرم.ولی لطفا برای مولف یک نمایشنامه ارزش قائل باشید و حقوقش رو رعایت کنید.به امید افق روشن برای تئاتر ایران

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۳ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دلم  گرفته،

باصدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم;

چه برسد به مرور خاطرات

 

اگر بودی

بازهم مثل سایه

هر جا که می رفتی

پا به پایت می آمدم

تا........

بگذار بگویند حسودان

هر چه می خواهند

 

افسوس که دیگر نیستی.......

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢٠ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

هنرمندان عزیز برای دانلود نمایشنامه فوق به وبلاگ نمایشنامه ها مراجعه کنند

pejmannn.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٩ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

متن کامل نمایشنامه فوق در وبلاگ نمایشنامه ها موجود می باشد

 

http://pejmannn.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٩ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

مقام برگزیده مسابقه نمایشنامه نویسی پانزدهمین جشنواره تئاتر بین المللی مقاومت به پژمان شاهوردی برای نمایشنامه امن ترین گوشه دنیا

متن برگزیده جشنواره ملی تئاتر تک سبزوار به پژمان شاهوردی و راهیابی به عنوان نمایش برگزیده با دو نمایش دیگر به جشنواره بین المللی رضویی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٤ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

امروز

خورد می کنی

تره هایی را که آن روز ها

به ریشم خورد نمی کردی

 

واین تره ها

نوشدارویی است

بعد از مرگ سهراب

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٤ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نتایج بازبینی نخستین جشنواره ملی تئاتر تک بازیگر رضوی سبزوار
اسامی نهایی نمایش های راه یافته به نخستین جشنواره ملی تئاتر تک بازیگر رضوی در مرحله بازبینی اعلام شد .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و کمیته ارزشیابی نخستین جشنواره ملی تئاتر تک بازیگر رضوی هیات انتخاب این بخش متشکل از : آقایان عبدالحی شماسی ، آرش دادگر و مهدی مکاری آثار زیر را برای شرکت در مرحله نمایش جشنواره به ترتیب حروف الفبا معرفی نمودند :
ردیف
نمایش
کارگردان
نتیجه
1
آن امام هشتمین ستاره زمین بود
حامد پیش بین
قبول مشروط به اصلاح
2
آشنای غریب
سارا شاهسواری
قبول
3
اعتراف با بوی سیگار
مرتضی اسدی مرام
قبول
4
بهشت به شرط آتش
حیدر رضایی
قبول مشروط به اصلاح
5
پرنده ای که فریب مترسک را می خورد
حسین قربانی
قبول مشروط به اصلاح
6
پازل
محسن کفاش
قبول
7
جنگ لیلا
امین یاوری ثانی
قبول
8
رضا ، رضا ست
پژمان شاهوردی
قبول
9
سبز ، سهراب و سرخ
عدالت فرزانه
قبول مشروط به اصلاح
10
سر سپرده
احمد موسوی
قبول
11
شیرینک
وحید عبدالمجیدی
قبول
12
عروسک یخی
محبوبه کدخدایی
قبول
13
عادت بد
محمد نوباغی و محسن کیان
قبول
14
مسافران
حمید رضا عمارلو
قبول
15
نامیرا
براتعلی رجبی و ایمان ارضی
قبول
 
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٦ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

هرچقدر گشتم

                          پیدایت نکردم

وحالا

                 ستاره شد ه ای برایم در آسمان

    ومن

دیری است

                              چشم هایم به آسمان است

                               برای یافتن ستاره ام

مادرم می گوید

این روز ها سر به هوا شده ایی

بگذار بگوید......

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱۱ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

با سلام خدمت هنرمندان تئاتر کشور

بنا به در خواست خیلی از دوستانم یک نمایش با موضوعیت رضویی نوشتم که جهت حضور در جشنواره خدمتتون ارسال می متن.این نمایشنامه رو می تونید از وبلاگ نمایشنامه هام دانلود کنید.مجوز یادتون نره

متن نمایشنامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٠ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

 به گزارش خبرگزاری سینمای ایران تله فیلم پریشانی به کارگردانی محمد حمزه ایی به اتمام رسید

در این تله فیلم ایمان غیرتمند به عنوان دستیار کارگردان   امیر رونقی به عنوان برنامه ریز و مجید گل سفیدی به عموان تصویر بردار  و پژمان شاهوردی به عنوان انتخاب بازیگر و بازیگردان حضور داشتند

بازیگران این تله فیلم عبارت بودند از سعید شجایی-محسن زنگ زرین مهدی شجایی حجت یکتا جواد الماس .امیر رضا اعقاب وپژمان شاهوردی

این تله فیلم مراحل تدوین خود را پشت سر می گزارد

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٤ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

فرهنگخانه: فیلم تلویزیونی "گواهینامه" به کارگردانی محسن منشی‌زاده مراحل پایانی ساخت را طی می‌کند.

به گزارش مهر، فیلم تلویزیونی "گواهینامه" به کارگردانی محسن منشی زاده و تهیه کنندگی محمد باجلان ۱۳ اسفند سال گذشته در استان اراک کلید خورد. این فیلم که به سفارش سیمای استان مرکزی تولید می‌شود قرار است از این شبکه پخش شود.
رضا شفیعی جم، صفا آقاجانی، محمد باجلان، ارسیا صنعتی، ندا قربانی، پژمان شاهوردی و مهرداد ناعمی بازیگران این فیلم با محوریت طنز هستند که با اتمام تصویربرداری مراحل فنی خود را پشت سر می‌گذارد.

عوامل "گواهینامه" عبارتند از تهیه‌کننده: موسسه فرهنگی هنری کوچه هنر زاگرس(محمد باجلان)، نویسنده: عباس مرادیان، مدیر تصویربرداری: مهدی حیدری، طراح صحنه و لباس: محمود صادقی، مدیر برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: مهدی صحرایی، تدوین همزمان: مهرداد ناعمی، صدابردار: شهریار عادلی، مدیر تولید: کمیل امیری، مدیر تدارکات و دستیار اول: مهدی فرهادی و اکبر نامور، روابط عمومی و امور دفتری: اکبر نامور.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٤ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نه از رومم

نه از سنگم

همان بی رنگ بی رنگم

بیا بگشای در

بگشای دلتنگم

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۳ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

همه چی آرومه

غصه ها خوابیدن

........

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۱ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

با خود عهد ببندیم

که سال بعد

بیشتر دیگران را دوست بداریم

تا بیشتر

دوستمان بدارند

این عیدها

می آیند و می روند

وماییم

که می آییم و

می رویم

نمی مانیم

عیدتون بی مثال

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

لرستان

ردیف

عنوان اثر

نویسنده

کارگردان

شهرستان

تایید

منوط

1

ابوغریب تا غربت

علیرضا حنیفی

اسفندیار ملایری

خرم آباد

 

*

2

امن ترین گوشه ی دنیا

پژمان شاهوردی

پژمان شاهوردی

بروجرد

 

*

3

رحمت

پژمان شاهوردی

عباس میرزایی

بروجرد

*

 

4

روایت صداهایی از بی شمار صدا

مرتضی اسدی مرام

پژمان شاهوردی

بروجرد

 

*

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

آدم هـا می آینـد....

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و

می رونـد ...

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی  می آید

می ماند

می رود

امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای ...

تو رفته ایی یا او

تومرده ایی یا....

 

 گیج شده ام

از بس که دور خودم وول میخورم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

از آمدنت

نه

از رفتنت

نه

 از بی هم بودنمان

چند روز گذشته است؟

 

آخر می دانی

حساب روزها که هیچ

حساب لحظه ها هم

از دستم در آمده است

باز

 ماهی قرمز

تنگ شیشه ای

سیر

سماق

 سنجد......................

 

از هر چه که بوی عید می دهد

بیزارم

بی تو....

 

راستی این چندمین سال است

 که همدیگر را ندیده ایم؟

 

کسی اگر آن روزها می گفت

روزی می رسد که

در آن روز

سالهاست که همدیگر را ندیده اید

چه می گفتیم؟؟؟؟؟؟؟

می خندیدیم؟

قه قه می زدیم؟

ریش خند می ردیم؟

نمی دانم.............

 

 مادر بزرگ راست می گفت

عشق ها هیچ سر و تهی ندارند

 

بی شمع و ماهی وسیر وسماق هم می شود عید را تبریک گفت

هرکجا هستی

عیدت

 یک بار که نه

هزاران بار مبارک

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٧ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

من عاشقش بودم.....

نه آن مردی

که او را برد....

که او

را ....

ب

ر

د

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

 جدول زمانبندی اجراههای نخستین جشنواره استانی نمایشهای خیابانی

ساعت 30/10

ساعت 12

استراحت

ساعت 30/15

19/11/90

نمایش:شمرکشی

نویسنده :محمدرحمانیان

کارگردان:حجت ا..خادم فر

دورود

19/11/90

نمایش:شور شیرین

طرح:محمدعارف

کارگردان:

شهاب امرائی

دورود

 

 

ناهار و نماز

19/11/90

نمایش: یکی بود یکی نبود

نویسنده و کارگردان:

پژمان شاهوردی

بروجرد

20/11/90

نمایش: به یادگار مانده

نویسنده و کارگردان:

شکوفه رحمتی،مژگان طاهرپور

خرم آباد

 

20/11/90

نمایش :هنوز که هنوزه

نویسنده و کارگردان:

هادی نجفی

نورآباد

 

                 

 

ناهار و نماز

20/11/90

نمایش : کارنامه

نویسنده:سیدفاضل صادقی

کارگردان:احسان حسنوند

الشتر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دل تنگی ام شبیه مادری است که آخرین سر باز برگشته  از جنگ،پسرش نیست.
(مایا کفسکی)
 
در ذات سیاست نیست که بهترین افراد انتخاب شوند ، بهترین افراد نمی خواهند بر همنوعان‌شان حکومت کنند.
(جـــــــــورج مــــک دونـــالـــــــد)
 
 
من دوست ندارم خودم را درگیر مسئله بهشت یا جهنم بکنم چون در هر دو قسمت دوستان خوبی دارم!
(مارک تواین)
 
 
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

سردرد می گیرم

                      به تو   که    فکر میکنم.

به تو که فکر می کنم

                          سردرد می گی رم

ونمی دانم

 کدئین قرص های مسکن

چرا دیگر اثر نمی کند

واین

هزارمین

ژلوفنی است

که به خاطر  تو

 قورت می دهم

.

.

به تو که فکر میکنم

به تو

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

انتخاب 4 نمایشنامه جهت بازبینی جشنواره کشوری تئاتر ایثار از گروه نمایش شهر آشوب به کارگردانی پژمان شاهوردی در بازخوانی جشنواره ایثار تهران

1-/پیچ تند /نویسنده آرش عباسی  کارگردان پژمان شاهوردی

2-/دستمال سفید/ نویسنده مهدی صالحیار  کارگردان پژمان شاهوردی

3-/روایت صداهایی بی شمار/ نویسنده مرتضی اسدی مرام کارگردان پژمان شاهوردی

4-/وقتی جنگ تموم بشه،برمیگردم / نویسنده وکارگردان:پژمان شاهوردی

لازم به یادآوری است گروه نمایش شهر آشوب تنها گروه شهرستانی است که این تعداد نمایش از آن در بازخوانی پذیرفته شده است.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود.

این روزها برای گرفتن خبری از من

, عجیب صبور شده ای !!!


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

اعلام آثار راه یافته به دومین سوگواره آیین‌های عاشورایی

هیأت انتخاب دومین سوگواره آیین‌های عاشورایی، آثار راه یافته به این سوگواره را معرفی کرد.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر و بنا بر نظر هیأت انتخاب دومین سوگواره آیین‌های عاشورایی، آثار راه یافته به این سوگواره در بخش‌های مختلف به شرح زیر اعلام شد:
نمایش‌های خیابانی:
"عطش و آتش" به کارگردانی حیدر رضایی
شمرخوان" به کارگردانی مرتضی عالم بر کادهی
"اشقیا بدون شمشیر" به کارگردانی مرتضی اسدی مرام
"روایت" به کارگردانی پیام عزیزی
"مطابق یک داستان واقعی" به کارگردانی پیام عزیزی
"شیر و کفتار" به کارگردانی شهریار صادق حسنی
"من هنریک علم کش حسین (ع) هستم" به کارگردانی شاهد پیوند
"واقعه تعزیه‌خوانی من" به کارگردانی سجاد افشاریان
"عاشقانه‌ها" به کارگردانی اسماعیل صرامی
"علی فرزند حسین" به کارگردانی افشین قاسمی
"سفر شمرخوانی غمگین به کربلا" به کارگردانی مجید لکی
پرده‌خوانی:
"پرده‌خوانی ابوالاحرار" به کارگردانی مصطفی عنایت‌پور
"پرده‌خوانی عاشورا" به کارگردانی سیدمحمود میرتقی
آیینی:
"کرب و بلا" به کارگردانی محمدرضا پورعلی
تعزیه:
"عصر عاشورا" به کارگردانی ابوالفضل حکمت
"شهادت حضرت علی اکبر" به کارگردانی سیاوش توده فلاح
"حضرت قاسم (ع)" به کارگردانی محمود خرم آزادی
"امام حسین (ع)" به کارگردانی سیدرضا رفیعی
"حضرت ابوالفضل (ع)" به کارگردانی اسماعیل نوربخش
"تعزیه شهادت عباس و شوذب" به کارگردانی مصطفی توکلی
"شهادت حضرت ابوالفضل (ع)" به کارگردانی عبدالرضا محمدنژاد
صحنه‌ای:
"نقل سرخ"  به کارگردانی پژمان شاهوردی

"در پرتو خورشید" به کارگردانی محمد داورپناه
لازم به ذکر است سوگواره دانشگاهی آیین‌های عاشورایی از سوم تا ششم دی‌ماه سال جاری در تهران و شهرستان‌ها برگزار خواهد شد.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۳ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

اعلام نتایج بازخوانی سومین جشنواره نمایشنامه‌خوانی منطقه مرند

نمایش‌های راه یافته به مرحله بازبینی سومین جشنواره نمایشنامه‌‌خوانی منطقه مرند معرفی شدند.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر، داوری آثار را محمد یوسفی‌زاده، مهدی صالحیار و ژیلا اصلانی به عهده داشتند که نمایش های "برادرها می میرند" به کارگردانی کاظم استادی، "ستاره‌ها به همه چشمک می‌زنند"نویسنده:پژمان شاهوردی به کارگردانی فاطمه حقانی، "خرمشهر را خدا آزاد کرد" نویسنده پژمان شاهوردی و "کفش‌ها" به کارگردانی فردین صادقی، "پدرانه" به کارگردانی مصطفی آذری، "اوخشاما" به کارگردانی محمد حاج احمدلو، "ساعت 25 " به کارگردانی رضا کوهکمری، "خاک سبز" به کارگردانی زینال فانی، "مرگ ناصری" به کارگردانی مهدی کمالی، "فصل خون" به کارگردانی پریچهر دهقانپور.
نمایش‌های عاشورایی "دیگر و آن سه نفر" نویسنده:پژمان شاهوردی و "ریا" به صورت مشروط به مرحله بازبینی راه یافتند.
سومین جشنواره نمایشنامه‌‌خوانی منطقه مرند هفته آخر دی‌ماه در ایام دهه مبارک فجر به میزبانی بسیج هنرمندان برگزار خواهد شد.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٠ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٩ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

این نمایش قراره که در کل شهرستان های استان لرستان به اجرا بره

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

دیروز

          با من

امروز

              با او

              فردا با دیگری

ویک عمر با؟

نه

تو به تغییر عادت کرده ایی

سرخوشی از این تغییر

اما

تنها خود می بازی

ومن چون همیشه

به آرامی به تو میگویم

پسرها شیرن مثل شمشیرن

دخترها موشن   مثل خرگوشند

افسووووس

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

Design By : Night Melody