دانلود نمایشنامه

یدالله فوق ایدیهم

تمام حافظه ام

پر از حضور دختری است

که با من

تا بی نهایت روز

در کوچه های آجری شهرمان

گام برمیداشت

ودروغ هایم را

چقدر زود باور میکرد

و آرزوی  با هم بودنمان را

هرشب

 در دفتر خاطراتش

می نوشت

ودر رویاهایش

برایم کت دامادی مشکی

با راراه طوسی می دوخت

وعاشقانه به من می گفت

تو بهترین مرد روی زمینی....

وحالا من رفته ام واو

هنوز هم که هنوز است

قصه ی جدائیمان را

باور نکرده است

و

می گویند

بعد از من

چون سیبی کال از

درخت افتاده است

وحالا من بی او

هر شب

چشم هایم را میگذارم و

گریه می کنم

گریه میکنم

گریه میکنم

گ

ر

ی

ه

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۳ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

Design By : Night Melody