دانلود نمایشنامه

یدالله فوق ایدیهم


مکتب ابزورد

این مکتب به ظاهر در 1950 میلادی آغاز شد. ولی ریشه‌ها و خاستگاه‌های آن به سالها قبل و مکاتب مختلف می رسد. اصطلاح ابزورد نخست توسط منتقد فرانسوی بنام مارتین‌اسلین باب شد. این اصطلاح برای موج نویی از نویسندگان تئاتری نیز به کار رفت که نویسندگان نخستین این مکتب به شمار می آیند. مثل:  ساموئل بکت، اوژن یونسکو ، ژان‌ژنه، آرتور آداموف و فرناندوآرابال.                     

درسالهای پیش از انقلاب به دلیل فرهنگ‌سازی نادرست و ترجمه اشتباه واژة (Absurd) به «پوچی» یا «پوچ گرا» ترجمه و معادل سازی شد. درصورتیکه به هیچ روی چنین نیست. و واژه (Absurd)هرگز گرایش به پوچی نیست. و درست‌ترین اصطلاحی که برای این واژه معادل سازی شده توسط دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی است که آن را «عبث» ترجمه و معادل سازی کرده است. تئاتر ابزورد هرگز گرایش به پوچی نداشته بلکه سعی در نمایش آن دارد و نه گرایش به آن. این واژه از زمان ریاضی دان نامی فیثاغورث به وجود آمده و انگلیسی این واژه (Surd) می باشد. به معنای «گنگ، مبهم، عبث، ناگویا». در زمان فیثاغورث اعدادی را که غیرقابل جواب و مسائلی را که گنگ بودند را با این واژه می‌خواندند و ریاضی دانان از برخورد با آن مسائل عاجز بودند و نمی‌توانستند با آن اعداد ارتباط برقرار سازند. پس مارتین اسلین فرانسوی این لغت را با اشاره به گنگ و عبث بودنش به تئاتر تعمیم می‌دهد. به تئاتری که ناگویاست و به سادگی ارتباط برقرار نمی‌سازد. کاراکترهایی که حضور فیزیکی شان توأماً در یک زمان و مکان است ولی هریک برای خود دیالوگ می گوید. نه با هم ارتباط طبیعی دارند و نه با مخاطب. از اولین نمایشنامه‌های این مکتب می توان به آوازه خوان طاس و در انتظار گودو اشاره کرد. وقتی که در سال 1948 اوژن یونسکو با نمایشنامه آوازه خوان طاس داوران و مخاطبان و منتقدین تئاتر را متحیر نمود هیچ نویسنده‌ای چنین جسارتی به خود نداده بود. نمایشی که فقط نامش آوازه خوان طاس است . نه آوازه خوانی وجود داشت نه فرد طاسی! تمام اشخاص بازی اسمیت نام داشتند. دیالوگ‌ها تکراری با زبانی جنون آمیز و جمله های خبری که هرکدام در پس دیگری می‌آمد و هیچ رابطه ای علّی و معلولی درهیچ یک از اجزاء وجود نداشت! نه آغازی نه میانه‌ای و نه پایانی و حتی نه داستان و نه طرحی! در مکانی که اصلاً معلوم نیست کجاست. مرد و زنی که در نیمکت پارک سخن می گویند. طی دیالوگ‌ها به این نتیجه می رسند هر دو بر روی زمین می زیند و بالاخره دریک قاره، یک کشور، یک شهر، یک محله، یک خیابان و یک خانه و بالاخره دریک بستر مشترک زندگی می‌کنند! و حتی یک دختر کوچک هم دارند! و این واقعیت تلخ با طنزی سیاه و فرای گروتسک نمایانگر زندگی امروز بشر می‌باشد. نمایشی که در آن سال بر روی صحنه رفت خاستگاهی در تئاتر مدرن و پست مدرن امروزین گشت. خود (یونسکو) درباره این متن می گوید: «دیالوگ ها و اسم کاراکترهای این متن را از روی خودآموز فرانسه به انگلیسی نوشتم! » این جملات ساده، خبری و بی‌مایه برای یونسکو تبدیل به جملات ناب و پرمعنی‌ای می گردد تا جاییکه آنها را در قالب دیالوگ برای کاراکترهای خود می نهد! « این برای من ناشی از نوعی زوال واقعیت بود... فکر کردم دارم چیزی می‌نویسم و خلق می کنم به نام تراژدی زبان! » یونسکو بعدها خالق و آفریننده نمایشنامه‌های بی‌شماری در این مکتب می شود. بالغ بر سی اثر نمایشی دارد. در متون دیگر پختگی کلام و زبان به دست آمده اش را شاهدیم. از جمله آثار مهم یونسکو می توان به درس، نقص، دختر دم بخت، عابر هوایی ، قاتل بی مزد، قربانیان وظیفه، آدم کش، کرگدن، پلاک سیزده، بازی کشتار، شاه میمیرد، ژاک یا تسلیم، آینده در تخم مرغ هاست، قال و مقالی دونفره، آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شویم، و بالاخره آخرین اثرش یعنی تشنگی و گشنگی نیز می توان اشاره نمود. تناقض‌گویی، پارادوکس زبانی، هرج و مرج صحنه ای ، گروتسک و طنز سیاه، نیز از شاخصه کاریهای یونسکو می‌باشند. به طوریکه واژه ضد تئاتر را برای تئاتر یونسکو قرار دادند! از کتاب هایی به نامهای نظره و جدلها و یادداشت ها و ضدّ یادداشت ها که خاطرات یونسکو و پرسش و پاسخ درباره آثار یونسکو است می توان بهتر به جزئیات آثار یونسکو پی‌برد.

از مهمترین نویسنده این مکتب می‌توان به نام ساموئل بکت نیز اشاره نمود. که او را پدرخوانده ابزورد دانسته اند. ساموئل بکت ، در ایرلند به دنیا آمد و پس از نوشتن چند رمان به نمایشنامه نویسی نیز روی آورد.مهمترین متن این مکتب «در انتظار گودو»ی بکت است. متنی که در سال 1950 میلادی نوشته شد و 1951 بر روی صحنه رفت. حکایت دو نفر مرد به نامهای استراگون و ولادمیر که به انتظار گودو نامی در یک جاده خشک در کنار درختی مشغول صحبتند و تا به آخر گودو نمی‌آید و نمایش پایان می یابد. از دیگر آثار مهم این نویسنده نیز می توان به : آخر بازی، آخرین نوار کراپ، آه روزهای خوش، همه افتادگان، بازی، من نه، فاجعه نیز اشاره نمود.

در آثار بکت ، سکوت عنصر مهم و اساسی است. سکوتی سرد و سنگین که کاراکترها هم دچار آنند. فضای کارهای بکت معمولاً مکان هایی ناشناخته و ناکجاآبادی خالی است. صحنه عریان است و معمولاً کاراکترها دارای نقص عضو و مشکلات جسمانی می باشند! و در همین حال مکمل یکدیگرند. ولادیمیر معناگراست و استراگون مادی گرا! پوتزو ارباب ، لاکی برده هام کور و فلج ، کلاو بینا و سرپا و ...

از نویسندگان دیگر می توان به ژان ژنه، آرتور آداموف، فریناندو آرابل، هارولدپینتر و ادوارد آلبی نیز اشاره کرد.

از مسائل مهم که خط دهنده این مکتب می باشند و ریشه‌ها و خاستگاه های آن می‌توان به دو جنگ جهانی نیز اشاره نمود . چراکه انحطاط ارتباط بشری و نقطه شروع اضطراب انسان از همین دو جنگ برمی‌خیزد . مکاتب جدید از سمبولیسم ، اکسپرسیونیسم، اگزیستانسیالیسم ، دادائیسم و سوررئالیسم ریشه های ابزورد را آبیاری کردند و این مکتب عصاره خالص این مکاتب می باشد . و یکی از مهمترین منابع این مکتب وجود فیلسوف آلمانی فریدریک نیچه است .که افکار و عقاید نیچه در نویسندگان و آثار مکتب ابزورد به خوبی نمایان است  همان طوری که خدا برای نیچه مرده است و معنویت و اخلاقیاتی دیگروجود ندارد. در آثار این دسته از نویسندگان هم چنین است.تئاترابزورد روابط انسانی را به حدی دقیق و موشکافانه نمایش می‌دهد که به فکر فرو می‌رویم. انسانی که آنقدر رو به تباهی رفته که به کرگدنی تبدیل شده و یا مثل نگ ونل پیرمرد و پیرزنی که تا کمر در سطل های زباله فرو رفته اند یا استادتارانی که هر اتهامی را گرچه درست هم نباشد می‌پذیرد. و کلفت هایی که آرزو دارند روزی جای خانم خود باشند. اینها همه نشأت گرفته از افکار نیچه هستند و نمایش دهنده آنچه که نیچه نوشت.

از دیگر مأخذهای مهم مکتب فلسفی- ادبی اگزیستاسیالیسم است و افکار ژان‌پل‌سارتر و آلبرکامو. افسانة سیزیف اثر کامو از دیگر خاستگاه های ابزورد به شمار می رود. این رمان نتیجه افکار و عقاید آلبرکامو است که در قالب یک رمان گنجانده شده. کیفری که برای سیزیف ترتیب داده شده از هر شکنجه و عذابی دردناک تر است. او هر روز باید سنگی را به بالای کوهی ببرد و سنگ دوباره به جای اولش می غلتد و روز از نو و روزی از نو! اما سیزیف در مقابل اربابان و خدایان مقاومت کرده و به قول کامو ابر انسان است!

در این باره در صفحه 25 کتاب تئاتر پیشتاز دکتر ناظرزاده آمده است که:«پیام خوش‌بینانه کامو این است که زندگی پوچ است ، جهان فراخور حال آدمی نیست، اما زمین طبیعی‌ترین جایگاه بشر است، زندگی با چون و چرا تلخ می شود، گیتی همواری نمی پذیرد، چون درهای بسته حیات با کلید عقل گشوده نمی‌شود، پس آن را چنان که هست بپذیریم[1][1]».

بحث دیگری که بسیار مهم و اساسی است زمان در آثار مکتب ابزورد است، زمانی که آنرا تحلیل رونده و تحلیل برنده نیز خوانده اند. مثلاً در پرده دوم نمایشنامه در انتظار گودو شاهد چنین امری هستیم. معلوم نیست از پرده اول تا پرده دوم چه زمانی سپری شده. مسئله قابل توجه چند دانه برگی است که به درخت خشک اضافه گردیده و دیگر اینکه پوتوزو و لاکی کر و کور وارد صحنه می شوند. و این اتفاقی است هولناک .زمانی که کاراکترها را تحلیل برده اما در اصل اتفاقی نیفتاده است. زمان در این دسته از آثار نابودکننده و عنصری خطرناک است که با نیشخندی گزنده عمل می کند و به قهقراء می‌برد. اگر به بررسی بُعد زمان در نمایشنامه های ابزورد بپردازیم با این امر نیز مواجه می‌شویم که انسان امروز، انسان قرن بیستمی از زمان تولد تا خوابیدن در گور زمان زیادی را سپری می کند.

مسئله اساسی دیگر که آثار ابزورد را متمایز از دیگر مکاتب می کند وسئله زبان می‌باشد. زبان دگرگون شده ، به کار بستن افراطی و اغراق آمیز انواع صنایع ادبی از قبیل اشاره، ایهام، کنایه، استعاره، ... و حتی تکرار که از عوامل مهم دیگر است؛ همه اینها به علاوه شکل عجیب نگارش مثلاً به کار بردن مبالغه آمیز ویرگول، سه نقطه، علامت تعجب، علامت سئوال و... که نمونه آن را در آثار متاخر بکت به وفور شاهدیم. مثل نمایشنامه : من نه، کاسکاندو، بازی، کلمات و موسیقی. و البته در آثار هریک از نویسندگان ابزورد با یک شکل و فرم خاص زبانی مخصوص به همان نویسنده رو به روایم که شاخصة تمایزش از بقیه و دیگر نویسندگان این مکتب نیز می باشد. مثلاً در آثار اوژن یونسکو زبان هذیان‌آمیز و پراز طنز و جناس است و سرشار از تکرارهای جنون آمیز است درصورتیکه ابزورد هارولدپینتر پراز مکث و سکوت است و از الفاظ رکیک با لحن زننده بسیار استفاده جسته.

درباره فرم و قالب درام هم در این دسته آثار ، با همین امر مواجه‌ایم. معمولاً از درام ایستا استفاده شده و ستیز ساکن و جالب اینکه بدانیم در هر اثر از هر نویسنده با فرمی جدید روبه رو ایم. مثلاً کرگدن یونسکو ساختار و فرمی کلاسیک دارد ولی در عابر هوایی یا مردی با چمدانهایش با قالب مدرن درام مواجه می‌گردیم. آثار بکت به هیچ وجه درام داستان پرداز نیست و این که هرچه در آثارش جلوتر برویم این قضیه بیشتر نمایان می شود اما در آثار ادوارد آلبی می توانیم خط داستانی (ولی نه به شکل کلاسیک) پیدا کنیم. فرم و ساختار آثار بکت خیلی پیچیده و غیرعامه است در شرایطی که آثار هارولدپینتر در مقایسه با فرم بکت عوام تر و راحت تر جلوه می کند.

اگر بخواهیم به تفاوتها و شباهتهای این دسته از نویسندگان بپردازیم باید بگوییم که نویسندگان مکتب ابزورد برخلاف نویسندگان دیگر مکاتب هرگز انجمنی تشکیل ندادند و هرگز دور هم گرد نیامدند و تنها نقطه اشتراکشان زبان فرانسه بوده. بکت ایرلندی، یونسکوی رومانیایی و آرابال اسپانیایی ، همه و همه به زبان های غیر مادری خود نوشتند و فرانسه حوزه مشترک آنها بوده است. در آثار بکت با قطبی بودن و مکمل بودن کاراکترها با هم روبه رو ایم، کوری در مقابل بینایی در آخر بازی، مادی گرایی در برابر معناگرایی در نمایشنامه در انتظار گودو ، مابین استراگون و ولادیمیر. و شخصیتها در آثار بکت معمایی هستند که رمز این معما باید بدست تماشاگر باز گردد. حتی نام کاراکترها معنی دارد و این معنا در  درام تاثیر بسزایی نیز دارد.

اما یونسکو در نوع درام خویش (که آنرا ضد درام می خواند) به صورت کاملاً متفاوتی پیش می‌رود. یونسکو فقط به تک شخصیت‌ها اهمیت می‌دهد و برخلاف آثار بکت که شخصیت‌ها قطبی‌اند و دو بدو مکمل یکدیگرند در آثار یونسکو با یک شخصیت رو به‌رو‌ایم . مثل برانژه یا ژاک که در غالب نمایشنامه‌هایش شخصیت اصلی نیز همین دو تا هستند. کارهای یونسکو پر دیالوگ و بسیار شلوغند و معمولاً کاراکترها از اقشار مختلف اجتماع انتخاب می‌گردند. و مکان در آثارش کاملاً بدیهی و واضح است. کرگدن ، کنار یک بازارچه، و نمایشنامه درس در یک اتاق مطالعه و آدم کش در یک خیابان مکان دارد.

حال اگر به سراغ ژان ژنه نیز برویم نیز درمی‌یابیم که چقدر درام ژنه با بکت و یونسکو از هر حیث تفاوت دارد . در نمایشنامه های ژنه از همان لحظه ای که پرده کنار می رود و نمایش نیز آغاز می گردد کاراکتر ها بددهنی و ناسزا گفتن را به مخاطبین شروع می کنند و حس نفرت و انزجاری فوق العاده فشرده تماشاگر را به ستوه می آورد و در آثار ژنه با دنیایی خشن و لحظات عصبی و روانی روبه رو هستیم . شخصیت ها در آثار ژنه هیچ گونه انعطافی ندارند یعنی کاراکترهایی منزجر و متنفر از یکدیگرند که به هیچ وجه سعی در برطرف کردن مشکلاتشان با هم را ندارند .

یکی دیگر از نویسندگان مکتب ابزورد نیز نویسنده انگلیسی هارولدپینتر است که در آثارش با دنیایی دیگر از ابزورد آشنا می شویم . در نمایشنامه های پینتر با مکث ها و سکوت های مرگ آوری طرف می شویم که خاص کارهای این نویسنده است . مکث‌ها یا سکوت هایی سنگین و تهدید کننده که به کمدی تهدید نیز معروفند . کاراکترهایی را تماماً توخالی شده و هم تخریب گر و تخریب شده را می بینیم که از دنیای بیرون نیز وحشت دارند . درهایی که به بیرون از خانه نیز باز می گردند نماد خطر و برهم زدن آرامشند . مضامین جنسی بیمار ، مسائل همجنس گرایی و روانشناسی فرویدی در آثار هارولدپینتر بسیار مشهود است .

همانطور که به تفاوت های دسته های مختلف ابزورد اشاره کردیم باید به شباهت‌ها در این آثار نیز اشاره ای داشته باشیم . این نویسندگان بدون اینکه دور هم گرد آمده باشند و انجمنی تشکیل داده باشند و با این که هر یک شیوه خاص خود را دارند همگی بر ضدّ درام سنتی و کلاسیک قیام می کنند . چه از نظر ساختار و چه از ساحت زبان . به کنار هم نهادن خط داستانی واضح با کنش و روابط علّی و معلولی . تمام نویسندگان این مکتب نیز در برقراری ارتباط بازیگرها با هم و هم با مخاطب با اتخاذ کردن شیوه خاص خود به نوعی دست به بیگانه سازی و آشنایی زدایی می‌زنند و فقدان مراوده طبیعی و انسانی سرلوحه محتوایی و هم ساختاری آنان است . مسئله دیگر حوزه انتخابی این نویسندگان است که فرانسه و زبان فرانسوی را به علت گستردگی حیطه زبانی‌اش برگزیده اند . البته مسائلی فراتر از مطالب فوق و خیلی موشکافانه‌تر نیز وجود دارد که واجب است مطرح گردد و لیکن به همین کوتاه نیز بسنده می کنیم .



 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٩ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ توسط پژمان شاهوردی نظرات () |

Design By : Night Melody