مبارکت باشه رفیق سالهای دورم

چقدر....

چقدر..........

چقدر...................

چقدر به دنبال یک جای خالی می گردم

نه برای پارک کردن

..

برای گریه کردن

/ 4 نظر / 10 بازدید
ققنوس

. وقتی از درد به خود می پیچیدم همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی… و سالهاست من هنــــــــوز رقاص پردرد خیابانهایم… .

ققنوس

حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند… .

فاطیما

عالی بود........................... واقعا هیچ جا برای گریه کردن نیست؟[ناراحت]

فرشته

سلام دوستم.از سلیقه ای که به خرج دادی ممنون. همهی متن هایی که می نویسی با احساسند.ممنون. حرف دلم همین بود کاش میشد در خلوتمان هم بی اعتنا بودیم حتی از گریه های خود در تنهاییی هم خجالت میکشی