عید همگی پیشاژیش مبارک

از آمدنت

نه

از رفتنت

نه

 از بی هم بودنمان

چند روز گذشته است؟

 

آخر می دانی

حساب روزها که هیچ

حساب لحظه ها هم

از دستم در آمده است

باز

 ماهی قرمز

تنگ شیشه ای

سیر

سماق

 سنجد......................

 

از هر چه که بوی عید می دهد

بیزارم

بی تو....

 

راستی این چندمین سال است

 که همدیگر را ندیده ایم؟

 

کسی اگر آن روزها می گفت

روزی می رسد که

در آن روز

سالهاست که همدیگر را ندیده اید

چه می گفتیم؟؟؟؟؟؟؟

می خندیدیم؟

قه قه می زدیم؟

ریش خند می ردیم؟

نمی دانم.............

 

 مادر بزرگ راست می گفت

عشق ها هیچ سر و تهی ندارند

 

بی شمع و ماهی وسیر وسماق هم می شود عید را تبریک گفت

هرکجا هستی

عیدت

 یک بار که نه

هزاران بار مبارک

 

 

 

/ 1 نظر / 27 بازدید
کورش

شعرت بسیار زیبا البته من یه نفر که هر روز تو را میبینم