پول

بابا را برایم جیره بندی کرده است

                                            پول

کم هست و

                 زیاد نیست

                              در خانه

/ 5 نظر / 11 بازدید
مهدي حبيبيان

سلام اين كار را نپسنديدم. خيلي شعر نيست به نظرم. بيشتر شعار است. بدون تصوير. موفق باشي.

یادتم

[کلافه] گاهي گمان نميكني و ميشود گاهي نميشود كه نمي شود گاهي هزار دوره دعا بي اجابتست گاهي نگفته قرعه بنام تو ميشود گاهي گداي گدايي و بخت نيست گاهي تمام شهر گداي تو ميشوند

ققنوس

باز هم نیامدی چشمان منتظر ورود تو بودند اما نیامدی ......... عجب طاقتی داشت دستان یخ زده ی تو اما دل پرتلاطم من خبر از سپیدی سحر نمی داد جای کفشهایت بر لبه ی باغچه ی کوچک دلم مانده تورا به کدام قیمت از بازار گل فروشان بخرم؟؟؟ آیا تو فروشی هستی؟؟؟؟ نسیم میگوید تو جای دیگری شکوفه داده ای! به گمانم راست می گوید.... اما... یادت باشد آمدنت همیشه زود نیست!!!!!!!!!!

ققنوس

چيست اين باران كه دلخواه من است ؟ زير چتر او روانم روشن است . چشم دل وا مي كنم قصه يك قطره باران را تماشا مي كنم : در فضا، همچو من در چاه تنهائي رها، مي زند در موج حيرت دست و پا، خود نمي داند كه مي افتد كجا ! در زمين، همزباناني ظريف و نازنين، مي دهند از مهرباني جا به هم، تا بپيوندند چون دريا به هم ! قطره ها چشم انتظاران هم اند، چون به هم پيوست جان ها، بي غم اند . هر حبابي، ديدهاي در جستجوست، چون رسد هر قطره، گويد: - « دوست! دوست ... !» مي كنند از عشق هم قالب تهي اي خوشا با مهر ورزان همرهي ! با تب تنهائي جانكاه خويش، زير باران مي سپارم راه خويش. سيل غم در سينه غوغا مي كند، قطره دل ميل دريا مي كند، قطره تنها كجا، دريا كجا، دور ماندم از رفيقان تا كجا! همدلي كو ؟ تا شوم همراه او، سر نهم هر جاكه خاطرخواه او ! شايد از اين تيرگي ها بگذريم . ره به سوي روشنائي ها بريم . مي روم، شايد كسي پيدا شود، بي تو، كي اين قطره دل، دريا شود؟ (( فریدون مشیری)) . . . . / . / /.