خرابم-خراب

خندیدی و

            از پل خاطراتمان گذشتی و

                                             رفتی

ودیری است هر که مرا می بیند

 با خود می گوید

                    بیچاره

خرش از پل گذشته است......

/ 5 نظر / 14 بازدید
ققنوس

زمان در گذر است وامروز، روزي است براي نگريستن نه فردا شايد او بر روي سجاده اش منتظر نجواي آخر نشسته است مي تواني دستهاي لرزان اورا در ميان غفيله ببيني؟؟ او هنوز هم منتظر توست !!! شايد شبنم هاي صورتش از سرشوق است يا از سر ترس ترس از رفتن تو وشوق از ....رف ت ن تو پيدايش كن به او بگو آنچه هستي آنچه مي خواهي آن چه از او می خواهی... به سكوتش گوش بده چشمان سردش رابخوان نفسش را بشمار بدان او به خاطر تو زنده است

ققنوس

شاید او فردا نباشد ...

مهدی حبیبیان

سلام برادر مفهوم خر کسی از پل گذشتن با این شعر بی تناسب نیست ؟ تا بعد...

ققنوس

آقاي حبيبيان مثل اينكه خيلي از شما تعريف كردن؟؟؟خيلي داري تند ميتازي!! زياد به خودت مغرور نشو . شعر هاي ايشون خيلي هم بي اشكاله .وگرنه منتقدان زيادن .

مهدی حبیبیان

سلام ققنوس عزیز در خوبی شعرهای جناب شاهوردی و از همه مهمتر خوبی خود ایشان شکی نیست و تمام دوستانشان به این امر معترفند. من منتقد نیستم. اما در خوانش هر اثر هنری طبیعی ترین مسئله این است که آدم احساسی راجع به آن دارد و ابراز می کند. اصولن وبلاگ داشتن برای همین است که تاثیر اثرت را بر انواع مخاطبین بسنجی. در مورد شعر این پست هم تنها سوالی مطرح کردم . از فرمایشات گاه عصبی شما هم دلخور نمی شوم. شما هم یک مخاطبید و حق دارید نظر داشته باشید. اما بهتر آن است در مورد آثار دیگران نظر بدهید. کسانی که سالهاست با هم هستند و با هم دوستند همدیگر را ممکن است به درستی نشناسند. چه برسد به من و شما که تنها با چند خط نظر نوشتن در مورد هم می خواهیم قضاوت کنیم. البته وقتم پرتر از آن است که جواب محبت های مهربانانه ی شما را بدهم. ولی گفتم شاید بد نباشد یاد بگیریم حداقل در این فضای مجازی همدیگر را بیشتر تحمل کنیم. دیده اید عدم تحمل نظر دیگران فضای کشور را به کجا برده ؟ پاسخ هر نقد و نظری را با گلوله و زندان می دهند. بیایید همدیگر را بیشتر تحمل کنیم و به هم احترام بگذاریم. موفق باشید. مخلص آقای شاهوردی هم هستیم... تا بعد...