بیا به خوابم

حس بدی دارد                                               

راه رفتن در کوچه هایی

که تو را

به سالیان جوانیت

سوق می دهد

امروز بی او

آن روزها با او.

جادههای  بالای شهر

شال سفید

عطر یاس

آهنگ ِ بهانه ی ترانه ی ‘ لیلا فروهر

راستی هنوز

بلال و گوجه سبز تورا به یادم می آورد

لعنت به تو   

نه

لعنت به من

نه

لعنت به سرنوشت

نه

نمی دانم......

شوق افتادن از نردبان هزار پله ایی را دارم........

 

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
صبا

از روزي كه رفته اي، تا به حال هنوز شال سفيده ام را سر نكرده ام! شاد باشيد و برقرار

ققنوس

باورم نقش یقین بود در آیینه ی تو تو چنان سنگ که آیینه شکست حال در آینه فریاد شکستن جاری ست باورم نیست که نقش من و توست که در آیینه چنین می شکند در خویشم . . .

ققنوس

من از آن سوی حسرت های باران خورده می آیم.... شبی من باز میگردم شبی از جنس فرداها.... شبی تنها.. به یاد تو.. شبی با شوق دیدارت شبی من باز می گردم شبی.....

ققنوس

لحظه ها می گذرند .. . " آنچه نمی آید باز" قصه ای هست که هرگز نتوان کرد اغاز

sama2st

آن شب که تو به خوابم آمدی... مردم... و باقی شدم در خواب شیرین طاقت فرسایم! آری از آن شب بود که دیگر نخواستم به تو برسم آخر با رسیدن انتظار پایان میافت و عشق بدون انتظار یعنی... یعنی چه؟ [گل]

امیر

دورودبرشما جناب شاهوردی.بنده امیرسلامت زاده هستم.بازیگرتئاترو تلوزیون شبکه باران گیلان.نویسنده وکارگردانی هم مکنم.ازسال 64فعالیت هنری خودروشروع کردم لیسانس ادبیات هستم ودرحال حاضر تحصیلم رودارم ادامه میدم.بنده نمایش نامه بودم بودی بود شما رو خواندم .بسیار جالب بود اگر اجازه بدهیدمیخواستم این نمایش نامه رو درآستارا به روی صحنه ببرم.اجازه هست؟amirtik@yahoo.com.باتشکر ازشما.

ناردانه

چه چیزی او را به یاد من می اندازد نه بلال نه گوجه سبز شاید رازقی و لواشک هلو ... نوشتتون زیبا بود دوسش داشتم...

دلم تنهاست... دلگیرم از خودم که دیگه نمیتونم دل ببندم.. نوشته هاتو خیلی وقته نخوندم..خیلی زیبا بود...ازت ممنونم که فراموشم نکردی... اینو بدون تو لحظه لحظه زندگیم جاری هستی مثل روحی باهام.. همهش با خاطراتم زنده ام فقط اونارو دارم.. از راه دور میبوسم خالاتو...