شعری از دوست عزیزم جلیل صفربیگی

بعد از سلام عرض کنم خدمت شما

ما نیز آدمیم بلا نسبت شما

بانوی من زیاد مزاحم نمی شوم

یک عمر داده است دلم زحمت شما

باور کنید باز همین چند لحظه پیش

با عشق باز بود سر صحبت شما

بانو هنوز هم که هنوز است به دلم

سر می زند زنی به قد و قامت شما

این خانه بی تو بوی بد مرگ می دهد

با هیچ چیز پر نشده غیبت شما

انگار قرن هاست که کوچیده ای و ما

بر دوش می کشیم غم غربت شما

ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم

تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما

*

من بیش از این مزاحم وقتت نمی شوم

بانو خدا زیاد کند عزت شما!

/ 10 نظر / 11 بازدید

[گل]

زندگی یعنی لمس یک لاله بدون هوس کندن اّن بخشش اّب به تشنه بدون بستن اّن زندگی یعنی عشق لذت دیدن یک اّهوی خسته بدون هوس کشتن اّن.[گل]

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ققنوس

باچشمان تو مرا به الماس ستارگان نیازی نیست با آسمان بگو.... [گل]

ققنوس

اي كاش مي توانستم تصوير خاطراتت را قاب كنم وآن رابه ديوار حصار كشيده ي تنهاييم آويزان كنم ... و ...افسوس...

ققنوس

! هر که با احساس شد خواهد شکست... این جواب سادگیست

یادتم

به به عکس آقا داماد. ================== وحشت از عشق كه نه ، ترسم از فاصله هاست ........ وحشت از غصه كه نه ، ترسم از خاتمه هاست .......... ترس بيهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست ........ صحبت از كشتن ناخواسته عاطفه هاست ........... كوله باري پر از غم كه بر شانه ماست ............. گله از دست كسي نيست ، مقصر دل ديوانه ماست !!!!!!!!!!

درخیالش چه زیبا ساخت این قفس طلایی ولی افسوس نمیداند هر ثانیه قفسم تاریکتر می شود باریکتر می شود . دیگر من را نمی شناسم گم شده ام دیوانه شدم چیزی که او هدفش بود

ای طبع سازوار چه کردم ترا چه بود /با من همی نسازی ودائم همی ژکی

تئاتر اهواز

سلام با لینک ما چطوری؟؟؟ من که شما رو پیشاپیش لینکیدم!