گیلاس های سرخ باغچه

     همیشه می بینمت

حتی وقتی که نیستی

 بیچاره دلم هنوز بهانه ات را می گیرد

راستی دیشب خوابت را دیدم

  تو و یک  غریبه

......وای من هنوز هم به تو حساسم .......

   انگار شنبه بود        مثل تمام شنبه های جوانی ما

     جاده ایی باریک

 موهایی رنگ شده از عشق زرد او

          206 یا 400و....نمی دانم

       هرچه بود نقره ایی بود

                           مثل غروب قرارهای ما

    یادم رفت که من محو شده ام

تو با اورفتی و من پشت سر  ؛دست که نه

      دلم را برایت تکان دادم.....

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
کاکایی-شاعر

جناب شاهوردی شعرهاو نمایشنامه هاتون حرف نداره.شما تک تاز لرستانی ها هستین.براتون آرزوی موفقیت در سطوح بالاتر دارم.البته شما که موفق هستین.منتظر شعرهاتون هستم.

یادتم

آخی !!!!! دلم هواتو کرد. شعرت من رو متاثر کرد

لیلا

[گل][گل]

فیروز منفرد

پژمان جان شما مطمینی که توی لرستان نمی پوسی؟؟؟؟شنیدم کارشناسی ارشد شرکت کردی.حتما تهران میبینمت.کارهات حرف نداره .نگفته بودی شعر هم می گی.عالی بود.ممنون از متنی که واسم فرستادی .دانشگاه هنر ومعماری دارن کارش میکنند برای اجرا منتظرتیم.

باران

شکوفه ی صورتی تو در گرمای زمین بر کویر خشک وترک خورده ی قلبم پا نهادی وباشبنم محبتت خاک وجودم را سیراب کردی تو خودت نبودی وندیدی که بر من چه گذشت ولی.............................................. من در برگ ریز باغچه ی دلم صدای رعد باران را شنیدم انگار همان رویای همیشگی یک کابوس بود همان غروبهای انتظار ........ ومن در چهار دیواری خلوتم روبه روی مهتاب گذر ابرهای خاطراتم را نظاره گرم ................