برای گردن آویز جدا شده....

امروزهم

برای آمدنت

دلم را فرش کردم

.

.

وبازهم چشم به راهت

چشم هایم به خواب رفت

.

تورا به جان خودت

فردا که دروغ است

یک روز بیا....

.

.

ای وای

چقدر

بی توبودن

سخت

ا س ت

/ 6 نظر / 13 بازدید
ققنوس

شمارش س و ك ع م لحظه ها در گذرند ............ شمارش معكوس شروع شده است وتمام خواهد شد فرصت بوييدن گل . . چه بر سر هياهوي اين دل خواهد آمد ؟؟؟ آيا تحمل فراغ را خواهد داشت ؟؟؟ . . امروز تو مي روي وفردا.... مي گويند اين قانون طبيعت است !!! ورفتن تو مَهري است بر تابوت دل من... . . راستش از ثانيه ها مي ترسم از فرياد عقربه ها ميترسم آن زمان كه قرار است بين من وتو قرار گيرند . . ميخواستم لرزش دلم را پنهان نكنم كه تنها نمانم اما تنها تر شدم .......... ميخواستم معجزه ي قاصدكها را باور كنم اماخودم عاجز شدم............. دلم مي خواست كه چشمانم را در آغوش باد مي بستم وهرگز آنها را به روي اين دنيا باز نميكردم . به دنيا بگوييد بايستد ديگر توان گردش آن را ندارم

ققنوس

وقتي بيايد.... او روز ي خواهدآمد... نه روزي كه ما منتظرش بوديم او ما را در چشم انتظاري خواهد جست شايد مارا يافته است !!! شايدما را ديده است !!! او ميداند كه چشم دل ما در تاريكي مطلق سياه شده است او ميداند كه ما راتوان نور ديدگانش نيست او منتظر بيداري ماست او منتظر دل شستن ما از منيت است پس او را صبر بايد .......... وماراعشق به او............ . . ص ب ر . . ع ش ق . .

ققنوس

فقط آن زمان که بنای معبد عشق را به اتمام رساندی، از خدا برای بازدید دعوت کن.شکرواقعی آن است که عاشق لطف و قهر خداوند ،باشی.قهر او عین لطف اوست.پس قهر او نیز شکری واجب لازم دارد اصلا اگر نیک بنگری،قهری وجود ندارد ،همه لطف است عاشقانه پذیرای حوادث و رویدادها باش. مسيحا برزگر

ققنوس

مرا اینگونه نگاه نکن دل من پر از سکوت است سکوتی که اگر نمایان شود عالمی را به آتش می کشد در پس پوسته ی حرفهای من سکوتی پر معنا نهفته است صدها جلد کتاب یک دقیقه آن است و در تاکستان ابدیت یک شاخه انگور دارد شرابی که از آن افشرده ام دنیایی را مست میکندودیگری را می کشد مرا رها مکن

ققنوس

آفتاب و آفتاب با آن صبر بلندش کنج حیاط نشست غروبم را تماشا کردم اما چه صبور تر بودند فالگیرانی که تو را در کف دستهایم دیدند و هیچ نگفتند