حرف های ما هنوز نا تمام

 

حرف

حرف

سکوت

ودیگر هیچ---هیچ---

 

 می دانست که حرف هایمان هنوز تمام نشده است

اما

دیگراجازه صحبت به ما نداد

حتی  به پهنای یک خدا حافظ

 

تقصیر او نبود سکه هایم ته کشیده بود

راستی

نفرین به او

چقدر سکه برایش غنیمت است

چقدر دل سنگ است

تلفن همگانی چهار راهتان

/ 1 نظر / 14 بازدید
ققنوس

د ل م ب ر ا ت ت ن گ ش د ه ه ه ه ه ه چقدر دلم برای حرف زدن با تو تنگ شده تو که مدتهاست سکوت کرده ای هرگز فکر نمی کردم سکوتت نشکستنی باشد وقتی من شکستم هیچ کس باور نمی کرد حتی خودم حتی تو حالا چه کنم بااین همه فریادهای خاموش من از دست رفته ام هیچ کس باور نمی کند شاید هیچ کس مثل من نمرده است شاید هیچ کس مثل من در تشییع جنازه ی خود مرثیه نخوانده است تو باور میکنی ....این طور نیست!!!! . . من به چشم خود دیدم که جانم آرام آرام میرود .......... ........... ای ساربان کجا میروی با بردن لیلای من جان و دل مرا میبری ......... . .